تجربه معلمان از به کار گیری فناوری های کمکی در یادگیری ریاضی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IRNHAMAYESH01_095

تاریخ نمایه سازی: 10 آذر 1404

چکیده مقاله:

پیشرفت فناوری در دهه های اخیر، نظام های آموزشی را به طور بنیادین دگرگون کرده است. یکی از حوزه هایی که بیش از دیگر زمینه ها از این تحول تاثیر پذیرفته، آموزش ریاضی است؛ درسی که همواره نیازمند تفکر انتزاعی، درک بصری و ارتباط میان مفاهیم بوده است. به کارگیری فناوری های کمکی همچون تخته های هوشمند، نرم افزارهای تعاملی، بازی های آموزشی و ابزارهای شنیداری و دیداری ویژه دانش آموزان با نیازهای گوناگون، توانسته است محیط های یادگیری را از شکل سنتی به ساختارهایی پویا و شخصی سازی شده تبدیل کند. این پژوهش کیفی با هدف بررسی تجربه های معلمان از استفاده فناوری های کمکی در فرآیند آموزش و یادگیری ریاضی انجام شد تا درک عمیق تری از چالش ها، فرصت ها و برداشت های ذهنی آنان به دست آید.در این پژوهش، مفهوم «فناوری کمکی» نه تنها به ابزارهای دیجیتال اشاره دارد بلکه شامل هرگونه فناوری تسهیل گر یادگیری برای دانش آموزان با تفاوت های شناختی و یادگیری نیز می شود. معلمان به عنوان عاملان اصلی انتقال دانش، نقش کلیدی در موفقیت یا ناکامی این فناوری ها دارند. پذیرش فناوری در میان معلمان به میزان خودکارآمدی، حمایت نهادی، و نگرش آنان نسبت به سودمندی فناوری وابسته است. در نتیجه، فهم تجربه زیسته ی معلمان می تواند چشم اندازی برای بازطراحی نظام آموزشی بر پایه نیازهای واقعی کلاس درس فراهم کند.نتایج اولیه این پژوهش که از مصاحبه های عمیق با گروهی از معلمان ریاضی در مقاطع ابتدایی و متوسطه گردآوری شد، نشان داد که اکثریت شرکت کنندگان فناوری های کمکی را ابزاری برای روشن تر شدن مفاهیم انتزاعی ریاضی توصیف کردند. آنان تاکید داشتند که فناوری، به ویژه برای دانش آموزانی که در تجسم فضایی یا درک رابطه های عددی ضعف دارند، نوعی پل میان تجربه عملی و مفهوم نظری ایجاد می کند. با این حال، چالش هایی همچون کمبود زیرساخت، ضعف در آموزش مهارت های فناورانه، و نبود محتوای بومی سازی شده از موانع اساسی در بهره گیری موثر از این فناوری ها عنوان شد.از منظر روان شناختی، برخی معلمان اذعان داشتند که استفاده از فناوری های کمکی موجب افزایش مشارکت، تعامل و انگیزش در کلاس درس شده است؛ زیرا یادگیری ریاضی از قالب خشک و الگوریتمی به تجربه ای بازی محور و معنادار تبدیل می شود. با این حال، شماری دیگر از معلمان نگرانی هایی در خصوص وابستگی بیش از حد دانش آموزان به ابزارها و کاهش تمرکز بر مهارت های ذهنی بیان کردند. این دوگانگی دیدگاه ها نشان می دهد که استفاده از فناوری های کمکی در آموزش ریاضی نیازمند تعادلی میان نوآوری و تفکر انتقادی است.در جمع بندی، یافته ها حاکی از آن است که تجربه معلمان از فناوری های کمکی، ترکیبی از اشتیاق و تردید است. در حالی که آنان مزایای روشنی در زمینه انگیزش، فهم مفهومی و تعامل می بینند، دغدغه هایی نسبت به پایداری یادگیری و مهارت های بنیادین نیز وجود دارد. این امر ضرورت طراحی برنامه های آموزشی هدفمند برای توانمندسازی معلمان و تامین منابع مناسب را برجسته می کند. بنابراین، پژوهش حاضر با تکیه بر دیدگاه های معلمان، می کوشد الگوی بومی و واقع بینانه ای برای به کارگیری فناوری های کمکی در آموزش ریاضی ایران ارائه دهد که همسو با فرهنگ یادگیری، امکانات مدرسه و نیازهای یادگیرندگان باشد.

نویسندگان

سیده صدیقه طاهرزاده

کارشناس روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان فاطمه زهرا اهواز، بهبهان، ایران