تاثیر شرایط پساکرونا بر اضطراب اجتماعی ومشارکت دانش آموزان درفعالیت های گروهی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRNHAMAYESH01_043
تاریخ نمایه سازی: 10 آذر 1404
چکیده مقاله:
دوران همه گیری کرونا تاثیرات گسترده ای بر زندگی دانش آموزان، خانواده ها و نظام آموزشی داشته است. محدودیت های ناشی از قرنطینه، آموزش غیرحضوری، و فاصله گیری اجتماعی، علاوه بر اثرات تحصیلی، پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی برای دانش آموزان به همراه داشت. یکی از مهم ترین این پیامدها، افزایش اضطراب اجتماعی و کاهش تمایل به مشارکت در فعالیت های گروهی بوده است. اضطراب اجتماعی در این دوران به صورت ترس از ارزیابی منفی دیگران، اجتناب از حضور در جمع، و احساس ناکارآمدی در تعامل با همسالان بروز یافته است. بسیاری از دانش آموزان گزارش داده اند که بازگشت به کلاس های حضوری پس از آموزش مجازی، همراه با احساس فشار، خجالت، و استرس شدید بوده است.مشارکت گروهی، که از مهارت های بنیادین اجتماعی و آموزشی به شمار می آید، در دوران پساکرونا دچار کاهش شدیدی شده است. دانش آموزانی که پیش از کرونا در فعالیت های گروهی فعال بودند، پس از بازگشایی مدارس با بی میلی و اجتناب از تعاملات گروهی مواجه شدند. این کاهش مشارکت نه تنها موجب کاهش فرصت های یادگیری مشارکتی شد، بلکه بر اعتماد به نفس، مهارت های حل مسئله، و حس تعلق اجتماعی نیز تاثیر منفی گذاشت. تجربه ها نشان می دهد که هرچه دانش آموزان در دوره قرنطینه و آموزش مجازی زمان طولانی تری را صرف انزوا و تعاملات غیرحضوری کرده اند، بازگشت به فعالیت های حضوری برایشان دشوارتر بوده است.تحلیل داده های کیفی نشان داد که خانواده نقش اساسی در کاهش یا تشدید اضطراب اجتماعی دارد. خانواده های حمایتگر که فضای امن عاطفی فراهم کردند و دانش آموزان را به مشارکت اجتماعی تشویق نمودند، موجب کاهش اضطراب و بازگشت سریع تر به تعاملات گروهی شدند. در مقابل، خانواده های پرتنش یا بی توجه، عامل تشدید اضطراب و اجتناب از فعالیت های اجتماعی بودند. علاوه بر این، شرایط اقتصادی و روانی خانواده ها نیز نقش تعیین کننده ای در سطح اضطراب دانش آموزان ایفا کرد.نقش مدرسه و محیط آموزشی نیز از دیگر عوامل کلیدی بود. مدارسی که بازگشایی تدریجی، فعالیت های گروهی کوچک، کارگاه های هنری و ورزشی، و فرصت های گفت وگوی دوستانه را در برنامه خود گنجاندند، توانستند اضطراب اجتماعی دانش آموزان را کاهش داده و مشارکت گروهی را تقویت کنند. در مقابل، مدارسی که فشارهای تحصیلی و امتحانات سنگین را بدون توجه به ابعاد روانی اعمال کردند، موجب افزایش استرس و اجتناب از فعالیت های گروهی شدند.رفتار معلمان و مشاوران نیز نقش بسیار مهمی داشت. معلمان و مشاورانی که فضاهای امن و حمایتگر ایجاد کردند، دانش آموزان را ترغیب به مشارکت فعال نمودند. مشاوران با برگزاری جلسات گروهی و فردی، آموزش مهارت های اجتماعی، و ارائه حمایت روانی، به کاهش اضطراب کمک کردند. در بسیاری از مدارس، کمبود مشاور و محدودیت منابع مانع بهره گیری کامل از خدمات روانی شد، که این امر نیاز به توجه ویژه سیاست گذاران آموزشی را نشان می دهد.همچنین تجربه آموزش مجازی، هرچند امکان ادامه یادگیری را فراهم نمود، اما موجب کاهش فرصت تمرین مهارت های اجتماعی شد. بسیاری از دانش آموزان هنگام بازگشت به کلاس های حضوری، اعتماد به نفس کافی برای تعامل و مشارکت گروهی نداشتند. راهکارهایی که دانش آموزان، معلمان و مشاوران ارائه کردند شامل برگزاری فعالیت های گروهی کوچک و تدریجی، ایجاد فرصت های غیررسمی برای تعامل دوستانه، تقویت مهارت های اجتماعی از طریق بازی و فعالیت های هنری، آموزش والدین برای حمایت عاطفی، و افزایش حضور مشاوران در مدارس بود.دوران همه گیری کرونا تاثیرات گسترده ای بر زندگی دانش آموزان، خانواده ها و نظام آموزشی داشته است. محدودیت های ناشی از قرنطینه، آموزش غیرحضوری، و فاصله گیری اجتماعی، علاوه بر اثرات تحصیلی، پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی برای دانش آموزان به همراه داشت. یکی از مهم ترین این پیامدها، افزایش اضطراب اجتماعی و کاهش تمایل به مشارکت در فعالیت های گروهی بوده است. اضطراب اجتماعی در این دوران به صورت ترس از ارزیابی منفی دیگران، اجتناب از حضور در جمع، و احساس ناکارآمدی در تعامل با همسالان بروز یافته است. بسیاری از دانش آموزان گزارش داده اند که بازگشت به کلاس های حضوری پس از آموزش مجازی، همراه با احساس فشار، خجالت، و استرس شدید بوده است.مشارکت گروهی، که از مهارت های بنیادین اجتماعی و آموزشی به شمار می آید، در دوران پساکرونا دچار کاهش شدیدی شده است. دانش آموزانی که پیش از کرونا در فعالیت های گروهی فعال بودند، پس از بازگشایی مدارس با بی میلی و اجتناب از تعاملات گروهی مواجه شدند. این کاهش مشارکت نه تنها موجب کاهش فرصت های یادگیری مشارکتی شد، بلکه بر اعتماد به نفس، مهارت های حل مسئله، و حس تعلق اجتماعی نیز تاثیر منفی گذاشت. تجربه ها نشان می دهد که هرچه دانش آموزان در دوره قرنطینه و آموزش مجازی زمان طولانی تری را صرف انزوا و تعاملات غیرحضوری کرده اند، بازگشت به فعالیت های حضوری برایشان دشوارتر بوده است.تحلیل داده های کیفی نشان داد که خانواده نقش اساسی در کاهش یا تشدید اضطراب اجتماعی دارد. خانواده های حمایتگر که فضای امن عاطفی فراهم کردند و دانش آموزان را به مشارکت اجتماعی تشویق نمودند، موجب کاهش اضطراب و بازگشت سریع تر به تعاملات گروهی شدند. در مقابل، خانواده های پرتنش یا بی توجه، عامل تشدید اضطراب و اجتناب از فعالیت های اجتماعی بودند. علاوه بر این، شرایط اقتصادی و روانی خانواده ها نیز نقش تعیین کننده ای در سطح اضطراب دانش آموزان ایفا کرد.نقش مدرسه و محیط آموزشی نیز از دیگر عوامل کلیدی بود. مدارسی که بازگشایی تدریجی، فعالیت های گروهی کوچک، کارگاه های هنری و ورزشی، و فرصت های گفت وگوی دوستانه را در برنامه خود گنجاندند، توانستند اضطراب اجتماعی دانش آموزان را کاهش داده و مشارکت گروهی را تقویت کنند. در مقابل، مدارسی که فشارهای تحصیلی و امتحانات سنگین را بدون توجه به ابعاد روانی اعمال کردند، موجب افزایش استرس و اجتناب از فعالیت های گروهی شدند.رفتار معلمان و مشاوران نیز نقش بسیار مهمی داشت. معلمان و مشاورانی که فضاهای امن و حمایتگر ایجاد کردند، دانش آموزان را ترغیب به مشارکت فعال نمودند. مشاوران با برگزاری جلسات گروهی و فردی، آموزش مهارت های اجتماعی، و ارائه حمایت روانی، به کاهش اضطراب کمک کردند. در بسیاری از مدارس، کمبود مشاور و محدودیت منابع مانع بهره گیری کامل از خدمات روانی شد، که این امر نیاز به توجه ویژه سیاست گذاران آموزشی را نشان می دهد.همچنین تجربه آموزش مجازی، هرچند امکان ادامه یادگیری را فراهم نمود، اما موجب کاهش فرصت تمرین مهارت های اجتماعی شد. بسیاری از دانش آموزان هنگام بازگشت به کلاس های حضوری، اعتماد به نفس کافی برای تعامل و مشارکت گروهی نداشتند. راهکارهایی که دانش آموزان، معلمان و مشاوران ارائه کردند شامل برگزاری فعالیت های گروهی کوچک و تدریجی، ایجاد فرصت های غیررسمی برای تعامل دوستانه، تقویت مهارت های اجتماعی از طریق بازی و فعالیت های هنری، آموزش والدین برای حمایت عاطفی، و افزایش حضور مشاوران در مدارس بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یاسمین فواضلی
کارشناسی آموزش علوم تجربی دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه زهرا اهواز، خوزستان، ایران
مهدی کوتی
کارشناس روانشناسی کودکان استثنایی دانشگاه فرهنگیان اهواز، خوزستان، ایران