الجزایر در گذار از استعمار به بحران؛ واکاوی کنش گری جریان های سیاسی و اجتماعی (۱۹۶۲۲۰۰۰م)/مجید منهاجی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JPMA-6-11_002

تاریخ نمایه سازی: 10 آذر 1404

چکیده مقاله:

الجزایر پس از سال ها مبارزه سخت و طولانی علیه استعمار فرانسه، در سال ۱۹۶۲م به استقلال دست یافت. پس از استقلال، این کشور شاهد شکل گیری و رقابت جریان های گوناگون فکری و سیاسی بود که هر یک در روند تکوین نظام سیاسی و اجتماعی نوین نقش آفرین شدند. مسئله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی تحول و تاثیر جریان های سیاسی و فکری در الجزایر پس از استقلال و ارزیابی نقش آن ها در شکل گیری ساختار کنونی قدرت است. این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی جریان­های تاثیرگذار در الجزایر پس از استقلال می­پردازد. ازاین رو، پرسش های اساسی تحقیق عبارت اند از: جبهه آزادی بخش ملی (FLN) چگونه به عنوان حزب حاکم، سیاست و اقتصاد کشور را پس از استقلال هدایت کرد؟ جریان های اسلام گرا، به ویژه جبهه نجات اسلامی (FIS) و جنبش جامعه صلح (MSP)، چه نقشی در تحولات سیاسی الجزایر داشتند؟ جنبش آمازیغی چگونه شکل گرفت و چه پیامدهایی از اعتراضات ۲۰۰۱م موسوم به «بهار سیاه» بر جای گذاشت؟ و در نهایت، جریان های لیبرال و اصلاح طلب در تحولات اخیر چه جایگاهی یافته اند؟ یافته­ های این پژوهش: جبهه آزادی بخش ملی با وجود نقش تاریخی خود در استقلال، به تدریج دچار تمرکزگرایی و ناکارآمدی شد و زمینه را برای ظهور اسلام گرایی سیاسی فراهم ساخت. لغو انتخابات ۱۹۹۲م و آغاز جنگ داخلی، بحران مشروعیت نظام را تشدید کرد. در کنار آن، جنبش آمازیغی به مثابه نماد تنوع فرهنگی الجزایر تثبیت شد و جریان های لیبرال و اصلاح طلب با محوریت دموکراسی و آزادی های مدنی در اعتراضات ۲۰۱۹م به اوج تاثیرگذاری خود رسیدند؛ با این حال، چالش های ساختاری نظام سیاسی همچنان تداوم دارد.

کلیدواژه ها: