انسجام اجتماعی در اندیشه کنفوسیوس و پیتر برگر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCRM-10-1_003
تاریخ نمایه سازی: 10 آذر 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی و تحلیل مفهوم وحدت و انسجام اجتماعی در اندیشه کنفوسیوس و پیتر برگر می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت و مقایسه دیدگاه های این دو اندیشمند درباره چگونگی ایجاد و حفظ انسجام اجتماعی در جوامع مختلف است. کنفوسیوس، فیلسوف برجسته چینی، با تاکید بر اصول اخلاقی و فرهنگی، نقش خانواده، آداب و رسوم، و احترام به بزرگان را از عناصر کلیدی در تقویت وحدت اجتماعی می داند. او معتقد است که هماهنگی درونی افراد با ارزش های اخلاقی و فرهنگی، عاملی موثر در افزایش همبستگی اجتماعی و شکل گیری جامعه ای منسجم است. درمقابل، پیتر برگر، جامعه شناس معاصر، با رویکرد جامعه شناختی و مذهبی، به نقش نهادهای اجتماعی و دینی در انسجام اجتماعی می پردازد. از دیدگاه او، این نهادها از طریق ارائه ارزش ها و هنجارهای مشترک، در تقویت وحدت اجتماعی نقش بسزایی ایفا می کنند. برگر بر این باور است که انسجام اجتماعی نه تنها از طریق توافق های فرهنگی، بلکه از طریق سازوکارهای اجتماعی و نهادی نیز تحقق می یابد. این پژوهش با بررسی دیدگاه های کنفوسیوس و برگر، نقاط اشتراک و تفاوت در اندیشه های آنان را تبیین می کند. ابتدا مبانی نظری این دو متفکر مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه هایشان در زمینه انسجام اجتماعی مقایسه می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم تفاوت های فرهنگی و تاریخی میان کنفوسیوس و برگر، هر دو بر اهمیت اصول مشترک انسانی و نقش نهادهای اجتماعی در ایجاد و حفظ انسجام اجتماعی تاکید دارند. این امر بیانگر آن است که دستیابی به همبستگی اجتماعی، مفهومی فراتر از محدودیت های زمان و مکان است. در نهایت، پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که تلفیق دیدگاه های کنفوسیوس و برگر می تواند راهکارهای جدیدی برای مواجهه با چالش های اجتماعی معاصر ارائه دهد و به تقویت وحدت و انسجام در جوامع مختلف منجر شود.
نویسندگان
قربان علمی
نویسنده مسئول، استاد، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
علی بابائی منصور کندی
کارشناسی ارشد ، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران