ارتباط بین ریاضی محض و مباحث حقوقی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 126

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CIRER04_120

تاریخ نمایه سازی: 8 آذر 1404

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر با هدف مروری بر ارتباط بین ریاضی محض و مباحث حقوقی انجام پذیرفت. در این مطالعه مروری سیستماتیک در زمینه رابطه بین علم حقوق و ریاضی محض انجام شده و ۴۳ مقاله انتخاب شده و در نهایت ۱۸ مقاله مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها نشان از این دارد که ارتباط بین ریاضیات و حقوق یک حوزه پرچالش و پرفرصت است که می تواند به پیشرفت هر دو علم کمک کند. مطالعات پژوهشی نشان داده است که ظرفیت علم ریاضی بسیار فراتر از کاربردهای پراکنده ای می باشد که تاکنون برای حل مسائل حقوقی قضائی داشته است. علم و فلسفه ریاضی در ترکیب با علم و فلسفه حقوق می تواند علاوه بر ارتقای علم حقوق و قضا تا به آنجا پیش رود که عدالت را محاسبه پذیر و بسیار واقع گراتر از سطح اکادمیک فعلی آن گرداند و مساله چالشی رابطه نسبت بین عدل با انصاف و عدل با احسان را تنقیح کند و به فیلسوفان حقوق حقوقدانان قانون گذاران قاضیان و سایر دست اندرکاران حل مسائل حقوقی در حل این مسائل یاری رساند. ریاضیات، به عنوان یکی از دقیق ترین و منطقی ترین علوم همواره نقش کلیدی در توسعه دانشهای مختلف ایفا کرده است. ارتباط بین ریاضی محض و حقوق، به عنوان یکی از حوزه های علوم انسانی موضوعی است که هنوز به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. این ارتباط می تواند به شکلی عمیق و جذاب، دو حوزه ظاهرا متفاوت را به یکدیگر پیوند دهد و فرصت های جدیدی برای تحقیقات بین رشته ای ایجاد کند. حقوق، به عنوان علمی که به بررسی، قوانین، اصول عدالت و تنظیم روابط اجتماعی می پردازد، به طور ذاتی به منطق، استدلال و ساختارهای نظام مند نیاز دارد. اینجاست که ریاضیات به ویژه ریاضی محض، می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای تحلیل و توضیح مفاهیم حقوقی مورد استفاده قرار گیرد. از استفاده از منطق ریاضی در تدوین قوانین گرفته تا کاربرد آمار و احتمال در پیش بینی رفتار افراد و تحلیل داده های قضایی، ریاضیات می تواند به حقوق کمک کند تا دقیق تر، عادلانه تر و کارآمدتر عمل کند. تاریخچه این ارتباط به دوران باستان باز می گردد. فیلسوفان و ریاضیدانانی مانند افلاطون و ارسطو، که به عنوان بنیانگذاران فکری حقوق نیز شناخته می شوند از روش های منطقی و ریاضی برای تحلیل مسائل اخلاقی و حقوقی استفاده می کردند، افلاطون در کتاب "دولت"، به بررسی اصول عدالت از منظر ریاضی پرداخت و ارسطو در کتاب "متافیزیک" و "اخلاق نیکوماخوس"، به تحلیل منطقی مفاهیم حقوقی مانند عدالت و برابری پرداخت. این فیلسوفان نشان دادند که ریاضیات و منطق می توانند به عنوان ابزارهایی برای درک بهتر مسائل اجتماعی و حقوقی مورد استفاده قرار گیرند. در دوران مدرن نیز با پیشرفت علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی کاربرد ریاضیات در حقوق گسترش یافته است. الگوریتم های پیش بینی کننده رفتار مجرمانه، سیستم های خبره حقوقی که به کمک منطق فازی و شبکه های عصبی کار می کنند و حتی استفاده از نظریه بازی ها در تحلیل تصمیم گیری های قضایی نمونه هایی از این گسترش هستند. این کاربردها نه تنها به بهبود دقت و کارایی در سیستم های حقوقی کمک کرده اند بلکه باعث شده اند که حقوق به عنوان یک علم به سمتی کمی تر و دقیق تر حرکت کند. هدف این مقاله مروری جامع بر ارتباط بین ریاضی محض و مباحث حقوقی است. در این راستا، به بررسی مفاهیمی مانند منطق ریاضی در تدوین، قوانین کاربرد نظریه احتمال در حقوق، کیفری، و نقش مدل سازی ریاضی در حل اختلافات حقوقی می پردازیم. همچنین به چالش ها و فرصت های موجود در این حوزه بین رشته ای نیز اشاره خواهیم کرد. این مقاله بر اساس منابع معتبر علمی و حقوقی تنظیم شده است و سعی دارد تصویری روشن از نحوه تعامل این دو حوزه ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع، این مقاله می تواند به عنوان پایه ای برای تحقیقات آینده در این حوزه بین رشته ای مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

حمیده بازهوایی

دبیر ریاضی، بوشهر، ایران