هوش مصنوعی و آینده کلاس های ابتدایی: فرصت ها و چالش ها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 119

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_021

تاریخ نمایه سازی: 1 آذر 1404

چکیده مقاله:

تحولات فناورانه اخیر در عرصه های گوناگون زندگی بشر، به ویژه در حوزه آموزش و یادگیری، چشم اندازهای نوینی را فراروی نظام های آموزشی گشوده اند. در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین دستاوردهای فناوری معاصر، توانسته است جایگاه مهمی در بازتعریف فرآیندهای آموزش، ارزشیابی، مدیریت یادگیری و تعامل میان معلم و دانش آموز پیدا کند. مدارس ابتدایی که به عنوان نخستین نهادهای رسمی تربیت ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودکان شناخته می شوند، اکنون با موجی از قابلیت ها و چالش های ناشی از ورود هوش مصنوعی مواجه اند. این مقاله با هدف واکاوی ابعاد مختلف حضور و نقش هوش مصنوعی در کلاس های ابتدایی، به بررسی فرصت ها و تهدیدهای احتمالی آن در محیط های یادگیری کودکان می پردازد. از یک سو، بهره گیری از سامانه های هوشمند می تواند موجب شخصی سازی آموزش، پشتیبانی از یادگیرندگان با نیازهای خاص، افزایش تعامل معنادار با محتوا، ارتقاء سطح انگیزش تحصیلی و تسهیل فرایندهای ارزشیابی پویا گردد. از سوی دیگر، این حضور گسترده فناوری در فضاهای آموزشی می تواند با چالش هایی چون کاهش تعامل انسانی، وابستگی مفرط به ابزار، تضعیف نقش معلم به عنوان مربی اخلاقی و عاطفی، و تهدید هویت فرهنگی همراه باشد. از منظر تربیتی، هوش مصنوعی می تواند امکان تحلیل دقیق تر داده های یادگیری، پیش بینی عملکرد تحصیلی، و طراحی مسیرهای یادگیری انفرادی را فراهم سازد. همچنین می توان به قابلیت های آن در طراحی بازی های آموزشی، شبیه سازی سناریوهای درسی و ساخت محیط های یادگیری تعاملی اشاره کرد. با این حال، این فناوری چنانچه بدون برنامه ریزی، بازبینی اخلاقی و نظارت انسانی مورد استفاده قرار گیرد، می تواند پیامدهایی چون کاهش فرصت های خلاقیت، تضعیف تفکر انتقادی، و کنترل پذیری بیش ازحد بر رفتار دانش آموزان را به دنبال داشته باشد. افزون بر این، عدالت آموزشی در استفاده از این ابزارها باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا در صورت عدم دسترسی یکسان مدارس به امکانات هوش مصنوعی، شکاف های آموزشی می توانند تعمیق یابند. نقش معلمان در این میان همچنان حیاتی است. معلمانی که توانایی بهره برداری از ابزارهای هوشمند را داشته باشند، می توانند از این فناوری برای ارتقاء یادگیری، افزایش انگیزش درونی و بهبود کیفیت تدریس استفاده کنند. به همین دلیل، نیاز به بازآموزی و ارتقاء مهارت های حرفه ای معلمان در حوزه فناوری آموزشی، بیش از پیش احساس می شود. در نهایت، نتیجه گیری مقاله بر آن است که تلفیق هوشمندانه فناوری هوش مصنوعی با اصول تربیتی انسانی، به ویژه در دوره حساس آموزش ابتدایی، می تواند آینده ای روشن، عادلانه، خلاقانه و انسانی تر برای آموزش رقم بزند. این هدف اما تنها در صورتی محقق خواهد شد که نهادهای تصمیم گیر، برنامه ریزان آموزشی، معلمان، والدین و متخصصان فناوری در یک تعامل هم افزا، راهکارهایی عملی، منسجم و اخلاق مدار برای بهره گیری از این فناوری تدوین نمایند.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی ، آموزش ابتدایی ، کلاس هوشمند ، فناوری آموزشی ، یادگیری شخصی سازی شده ، تعامل معلم و دانش آموز ، چالش های اخلاقی در آموزش ، تحول آموزشی ، انگیزش تحصیلی ، ارزیابی پویا ، عدالت آموزشی ، نقش معلم ،

نویسندگان

معصومه احمدی

دانش آموخته ی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان

عبدالکریم جامعی

دانش آموخته ی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان دزفول