خوانش آرنتی داستان قاب هزار و یک شب

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 131

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADCONF06_190

تاریخ نمایه سازی: 1 آذر 1404

چکیده مقاله:

داستان گویی یکی از کهن ترین ابزارهای انتقال دانش، شکل دهی به فرهنگ و بازتعریف مناسبات قدرت در جوامع بشری است. روایت نه تنها وسیله ای برای سرگرمی بلکه روشی برای مداخله در ساختارهای سیاسی و اجتماعی محسوب می شود. در این میان هزار و یک شب یکی از مهمترین نمونه های داستانی است که در آن روایت گری ابزاری برای مقاومت و تغییر سیاسی معرفی می شود. هانا آرنت در اثر وضعیت بشر (The Human Condition) فعالیت های انسانی را به زحمت، کار و کنش طبقه بندی می کند: زحمت (Labor) شامل فعالیت هایی است که برای بقای زیستی انجام می شوند و ماهیتی مصرفی دارند. کار (Work) به تولید مصنوعات فرهنگی و ساخت جهان ساخت انسان مربوط است. کنش (Action) برجسته ترین سطح فعالیت انسانی است که از طریق تعامل، اجتماعی، آغازگری و تاثیرگذاری سیاسی محقق می شود. در این میان شهرزاد به عنوان راوی داستان های هزار و یک شب از محدوده زحمت و کار فراتر می رود و وارد عرصه کنش می شود. از طریق روایت گری، مستمر نه تنها جان خود را حفظ می کند بلکه ساختار قدرت را نیز دگرگون می سازد. در آغاز داستان، شهریار پادشاهی مستبد است که در نتیجه روان زخم ناشی از خیانت، ملکه همه زنان را غیر قابل اعتماد می داند و برای پیشگیری از خیانت در پایان هر شب نوعروسش را به قتل می رساند. شهرزاد با استفاده از قدرت داستان و روایت چرخه خشونت را متوقف می کند و به تدریج از طریق روایت روان زخم خورده و ذهنیت بیمار شهریار را تغییر می دهد. این فرایند که با استمرار و از طریق روایت رخ می دهد، نمونه ای بارز از کنش آرنتی در عرصه قدرت است. بر همین اساس این مقاله قصد دارد نقش روایت در بازتعریف مناسبات قدرت را بررسی کند و نشان دهد که چگونه داستان گویی شهرزاد نه تنها زحمتی برای بقای فردی یا کاری در راستای آفرینش هنری بلکه شکلی از کنش اجتماعی و سیاسی نیز هست.

کلیدواژه ها:

هزار و یک شب ، هانا آرنت ، روایت ، کنش ، قدرت

نویسندگان

لطیفه جلالی

گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه ولایت ایرانشهر