هنرهای نمایشی پلی میان احساس و معنا در آموزش ادبیات فارسی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 159

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMACO02_3111

تاریخ نمایه سازی: 26 آبان 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی جایگاه و کارکرد هنرهای نمایشی (در قالب پروسس دراما، تئاتر آموزشی و خوانش نمایشی) به عنوان ابزاری پیونددهنده ی احساس و معنا در آموزش ادبیات فارسی می پردازد. بر پایه مرور نظریه های هنر–آموزش و مطالعات تجربی داخلی و بین المللی، نشان داده می شود که به کارگیری روش های نمایشی در کلاس ادبیات، موجب افزایش درک متنی، همزادپنداری، یادگیری فعال و تقویت خلاقیت زبانی دانش آموزان می شود (Kao & O'Neill, ۱۹۹۸; Kisida et al., ۲۰۲۰). مبانی نظری شامل دیدگاه های پداگوژی نمایشی، نظریه ی هنر ادراکی و چارچوب های تربیت هنری است (Eisner, ۲۰۰۲; Heathcote, ۱۹۸۵). مرور پیشینه نشان می دهد هم تحقیقات بین المللی و هم مطالعات ایرانی شواهدی دال بر اثربخشی رویکردهای نمایشی در آموزش زبان و ادبیات ارائه می کنند (Mastrothanasis, ۲۰۲۳; فرهناک و همکاران، ۱۴۰۱). روش شناسی مقاله مروری و ترکیبی (شمارش شواهد و تحلیل تماتیک) است. یافته ها حاکی از نقش مثبت هنرهای نمایشی در ارتقای فهم حسی-معنایی متن های ادبی، انگیزش خواندن و تولید زبانی خلاق است. در بخش بحث موانع اجرایی (آموزش معلم، زمان، منابع) و راهکارهای عملی (کارگاه های عملی، خوانش نمایشی متن های ادبی، تلفیق با ارزیابی های توصیفی) مطرح شده و در پایان پیشنهادات سیاستی و آموزشی برای گسترش تدریجی و نظام مند این رویکرد ارائه می شود.

نویسندگان

پیمان کیانی

دبیر مقطع متوسطه آموزش و پرورش

ژیلا بهرامی نسب

دبیر مقطع متوسطه آموزش و پرورش

زینب مرادی

دبیر مقطع متوسطه آموزش و پرورش

پروین بیرانوند

دبیر مقطع متوسطه آموزش و پرورش