«خطابات شفاهیه» و اصول فرانسلی قوانین اساسی
محل انتشار: دوفصلنامه فقه حکومتی، دوره: 7، شماره: 14
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_GJJ-7-14_004
تاریخ نمایه سازی: 21 آبان 1404
چکیده مقاله:
قوانین اساسی به عنوان عالی ترین سند حقوقی، مشتمل بر در دو بخش ثابت (غیرقابل بازنگری) واصول متغیر هستند. اصول ثابت اصولی پایدار و دایمی بوده که قابل تجدید نظر و بازنگری نیستند، اما اصول متغیر بر حسب مقتضیات زمان و تغییر اوضاع و احوال، قابل بازنگری و قابل تجدیدنظر می باشند. در اصل ۱۷۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فرایند و نحوه بازنگری در اصول قانون اساسی و همچنین محتوای اصول ثابت و تغییرناپذیر آن، بیان شده است. یکی از مهمترین چالش ها در حقوق اساسی، یافتن مبنای نظری و عقلانی ثبات اصول ثابت و فرانسلی قانون اساسی و حجیت آن برای نسل های بعدی و تبیین منطق حاکم بر غیرقابل بازنگری بودن آنها می باشد که پژوهش حاضر با ضرورت تبیین مساله مذکور سامان یافته است .در این راستا پرسش اصلی نوشتار، آن است که اصول ثابت قانون اساسی چگونه با نظریه «خطابات شفاهی» قابل تبیین می باشد؟ این نوشتار با روش تحقیق کیفی و با نگرشی توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است. اهم یافته های پژوهش و برآیند تحقیق این است که اصول ثابت قانون اساسی بر اساس تنقیح مناط اصولی، مبتنی بر منطق ثابت عقلانی و نیازهای ثابت انسانی می باشد. زیرا بر اساس نظریه «خطابات شفاهیه» که برآمده از یک استنباط عقلی می باشد، مقنن و شارع، قوانینی را وضع می کند که برای همه اعم از حاضرین در زمان وضع قانون و نسل های بعدی حجت می باشد. برهمین اساس فلسفه حجیت قوانین ثابت برای حاضرین و آیندگان این است که قوانین ثابت براساس نیاز های ثابت انسان جعل شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ابراهیم موسی زاده
استاد گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران