جایگاه حرفه ای معلم در ساختار مدرسه
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME01_1063
تاریخ نمایه سازی: 18 آبان 1404
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که نظام های آموزشی بیش از پیش با تحولات اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و معرفتی مواجه اند، بازشناسی جایگاه حرفه ای معلم در ساختار مدرسه ضرورتی غیرقابل انکار است. معلم، به عنوان محور بنیادین فرآیند تعلیم و تربیت، نقشی فراتر از انتقال صرف اطلاعات دارد و به مثابه کنشگری حرفه ای، در شکل دهی به فرهنگ سازمانی مدرسه، پیشبرد اهداف آموزشی و تربیتی، ارتقای کیفیت یادگیری، و توسعه مهارت های نرم دانش آموزان ایفای نقش می کند. از این منظر، بازتعریف موقعیت حرفه ای معلم در ساختار مدرسه و توجه به ابعاد هویتی، صلاحیت های تخصصی، اختیارات تصمیم گیری، و منزلت اجتماعی وی، از ارکان بنیادین ارتقای کارآمدی نظام آموزشی به شمار می آید.مطالعه حاضر با هدف بررسی ابعاد گوناگون جایگاه حرفه ای معلم در ساختار مدرسه، به تبیین عوامل موثر بر ارتقای این جایگاه در سطوح خرد (درون مدرسه)، میانه (نظام آموزشی) و کلان (جامعه و سیاست گذاری کلان) پرداخته است. در این راستا، به بررسی پیوند بین استقلال حرفه ای معلم و میزان مشارکت وی در تصمیم گیری های آموزشی، نوع نگاه مدیریت مدرسه به نقش معلم، فرصت های رشد و ارتقای شغلی، و رابطه بین اعتبار حرفه ای و اعتماد عمومی به معلم پرداخته شده است.نتایج این بررسی نشان می دهد که جایگاه حرفه ای معلم در مدرسه به صورت مستقیم تحت تاثیر نوع نگرش مدیران، ساختارهای بروکراتیک حاکم بر نظام آموزشی، سطح تعاملات همکارانه، و میزان توجه به توسعه حرفه ای مستمر قرار دارد. در فضایی که معلم به عنوان یک متخصص آموزشی دارای اختیار، مسئولیت و ارزش اجتماعی تلقی می شود، نه تنها انگیزه معلمان برای بهبود مستمر عملکرد خود افزایش می یابد، بلکه محیط مدرسه نیز از حالت ایستا و سنتی به بستری پویاتر، خلاق تر و یادگیرنده تر تغییر می یابد.همچنین، نقش سیاست های آموزشی در تقویت یا تضعیف جایگاه معلم برجسته شده است. سیاست هایی که زمینه مشارکت معلمان در فرآیند تصمیم سازی، طراحی برنامه های درسی و ارزشیابی های نظام مند را فراهم می آورند، بیشترین هم راستایی را با الگوی مدارس حرفه محور دارند. برعکس، سیاست هایی که معلمان را صرفا به عنوان اجراکنندگان بی اراده طرح های مرکزی تلقی می کنند، موجب تضعیف هویت حرفه ای و احساس تعلق آنان به مدرسه می شوند.بر این اساس، برای دستیابی به مدرسه ای یادگیرنده و پویا، بازاندیشی در ساختار مدرسه و بازآرایی نقش معلم به مثابه یک نیروی حرفه ای آگاه، تصمیم ساز و الهام بخش، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این بازآرایی مستلزم تغییرات بنیادی در سیاست های آموزشی، الگوهای مدیریتی مدرسه، شیوه های ارزشیابی عملکرد معلمان، و همچنین بازنگری در دوره های تربیت معلم است.