بررسی ارتباط خیانت زناشویی با نارضایتی در زنان متاهل شهر تهران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 185

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMCONF11_136

تاریخ نمایه سازی: 16 آبان 1404

چکیده مقاله:

پیوند زناشویی به عنوان یکی از پیچیده ترین انواع روابط انسانی واجد چنان توان بالقوه ای در آزادسازی احساسات است که در کمتر روابط بین فردی دیگر میتوان نظیر آن را یافت. تحقیقات نشان می دهد که بیش از ۹۰ درصد مردان و زنان دنیا لااقل در مقطعی از زندگی خود ازدواج می کنند. در حالت مطلوب، زندگی زن در نقش همسر توان ایجاد خانه ای گرم و با محبت را داراست و مرد نیز به عنوان شوهر پایه های روابط اجتماعی و اقتصادی خانه را مستحکم نگه میدارد. این موارد، زمانی امکانپذیر است که زن و شوهر دارای سلامت روان و آسایش خیال باشند و زندگی مشترک سالم برای خود و دیگری رقم زده باشند. به دلیل اهمیت ویژه زنان، پژوهشگران زیادی درصدد کشف راز و رمزهایی هستند که موجبات رضایتمندی زنان متاهل را فراهم می سازد و عواملی که موجب نارضایتی آنها میشود را مورد بررسی قرار میدهند. جریان این رضایتمندی با بروز نیاز انسان به همراهی، تعلق انطباق و دوری از تنش شروع می شود تا براساس آن به ارضای نیاز و حرکت به سوی تعادل کامل شود. تمامی زوج ها وقتی با هم ازدواج می کنند باور و انتظارشان این است که زندگی شاد و رضایتمندی را تا سالهای سال سپری خواهند کرد که ثبات و خوشی آن تا ادامه پیدا خواهد کرد؛ اما زندگی زناشویی ممکن است طبق این انتظار پیش نرود. آخر عمر و شرایطی به وجود بیاید که زن و شوهر در کنار هم زندگی کنند ولی رضایتی از این کنار هم بودن و رابطه زناشویی نداشته باشند. به عبارتی دیگر ممکن است زوج به هر دلیلی به رابطه زناشویی که هیچ رضایتی از آن ندارند ادامه دهند و حاضر به ترک آن نباشند. آلبرت و هیتون در بررسی خود نشان دادند که عواملی چون سن، فقدان تجربه ازدواج قبلی، تعهد به ازدواج، تحرک اجتماعی پایین، عدم کنترل بر زندگی و باور به اینکه طلاق موجب بدبختی می شود میتواند باعث حفظ ازدواج های ناخوشایند شود. گفتمان های اجتماعی موجود با مذموم شمردن طلاق و تنگ کردن عرصه فعالیت برای زنان مطلقه می تواند زنان را از نظر روانی در تنگنا قرار دهد و با القای یک آینده تیره و تار در صورت جدایی باعث شود که زنان از زندگی بعد از طلاق بترسند و در نتیجه راهبردهایی برای سازگاری با ازدواج نارضایتمند و حفظ آن به کار گیرند. همچنین در پژوهش دیگری توسط کودسان مارتین و همکاران نیز نشان دادند که زوجها در ازدواج های نارضایتمند به دلیل جلوگیری فرزندان از اذیت شدن و رنج بردن، باورهای مذهبی، وابستگی به همسر، امنیت و وابستگی مالی، فشار خانواده و دوستان و نداشتن سرپناه در ازدواج خود می مانند و جدا نمی شوند. با توجه به مطالب عنوان شده صرفا ثبات ازدواج را نمیتوان به عنوان وجود شادی و رضایتمندی از زندگی زناشویی مطرح کرد و میتوان گفت که در واقع ثبات ازدواج با رضایتمندی یا نارضایتی از ازدواج متفاوت است. ثبات زناشویی مفهوم گسترده ای است که به زوجهایی اشاره دارد که طلاق نگرفته اند و باهم زندگی میکنند، درحالیکه ثبات ازدواج ویژگی زوجی یا به عبارتی مربوط به سیستم دونفره است رضایتمندی یک ویژگی و احساس فردی است و به شیوهای که افراد ازدواجشان را ارزشیابی می کنند اشاره دارد. و لنت هال نیز مطرح می کند رضایت یا نارضایتی در زنان متاهل به عنوان عملکردی از مقایسه. بین انتظارات خواسته های زناشویی با نتایج و دستاوردهای زناشویی در نظر گرفته می شود. ممکن است رضایت از ازدواج منجر به ثبات ازدواج شود، اما به نظر می رسد که کمتر ممکن است که ثبات ازدواج منجر به رضایتمندی در ازدواج شود. اگرچه تحقیقات درباره رضایت زنان متاهل برای مدت طولانی و با طیف وسیعی از متغیرها انجام شده است، از نظر مفهومی، نتایج کاملا رضایت بخش نیست.

نویسندگان

مهناز چشمی

دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب