تحلیل روانشناختی رنگ در هنر اسلامی با تاکید بر اثرات ذهنی و تطبیق با هنر بیزانسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 93

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICACU04_1068

تاریخ نمایه سازی: 14 آبان 1404

چکیده مقاله:

رنگ در هنر، نه صرفا عنصری زیباشناختی بلکه ابزاری بنیادین برای انتقال معنا تجربه ذهنی و تاثیر روانی بر مخاطب است. در هنر اسلامی، رنگها با تکیه بر بنیانهای عرفانی و جهان بینی وحدت محور، کارکردی فراتر از تزئین بصری یافته اند؛ آنها نقش واسطه ای میان ظاهر و باطن فرم و معنا و کثرت و وحدت را ایفا میکنند. این مقاله با رویکردی روان شناختی و تطبیقی به تحلیل نقش رنگ در هنر اسلامی می پردازد و آن را با کارکرد رنگ در هنر بیزانسی، به عنوان یکی از نظامهای تصویری مسیحی با محوریت سلسله مراتب معنوی و قدرت، مقایسه می کند. در هنر اسلامی، رنگ ها عموما برای القای هماهنگی کیهانی، آرامش ذهنی و اتصال به منشا قدسی به کار می روند؛ حال آن که در هنر بیزانسی رنگ بیشتر در خدمت نمایش اقتدار، الهی تمایز طبقات معنوی و ایجاد هیبت بصری قرار دارد. مقاله حاضر با بررسی متون، نظری مصادیق تصویری و تحلیل روان شناختی، رنگها نشان میدهد که چگونه دو نظام هنری با بهره گیری از ابزار مشترک (رنگ) دو جهان معنایی کاملا متفاوت را شکل می دهند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رنگ در هنر اسلامی تجربه ای درونی و تاملی را بر می انگیزد در حالی که در هنر بیزانسی، بیشتر تجربه ای بیرونی و آیینی را تداعی می.کند این، تمایز از تفاوتهای بنیادی در نگرش هستی شناختی، معنابخشی و زیبایی شناسی این دو سنت هنری نشئت می گیرد.

نویسندگان

کیوان سماواتیان

کارشناسی رشته نقاشی سپهر (اصفهان)