تحلیل انتقادی نقش هنر اسلامی در بازتولید هویت تمدنی جهان اسلام
محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی معماری، عمران، شهرسازی، محیط زیست و افق های هنر اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICACU04_1049
تاریخ نمایه سازی: 14 آبان 1404
چکیده مقاله:
از آغاز تکوین تمدن اسلامی هنر همواره نقشی فراتر از عنصر تزئینی یا زیبایی شناسانه ایفا کرده و به مثابه زبان بصری و فرهنگی این تمدن حامل معانی ارزشها و صورتهای معرفتی جهان بینی توحیدی مسلمانان بوده است. هنر اسلامی در ادوار مختلف تاریخی توانسته است انسجام فرهنگی، هویت دینی، و روح وحدت بخش در جوامع اسلامی را تقویت کند. ورود مدرنیته، غربی تحولات، رسانه ای، سکولاریزاسیون هنر، و از سوی دیگر، ضعف ساختارهای فرهنگی در بسیاری از کشورهای اسلامی موجب شده که هنر اسلامی در وضعیت معاصر اغلب به نهادهای سنت گرایانه یا تزیینی تقلیل یابد و نقش تمدن ساز آن به حاشیه رانده شود. در چنین بستری، گفتمان تمدن نوین اسلامی که به ویژه در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ایران به عنوان افق راهبردی آینده مطرح شده است، ضرورت بازخوانی مولفه های تمدن ساز را مطرح می کند. هنر به مثابه یکی از ابزارهای قدرتمند انتقال معنا، تولید گفتمان و ساخت هویت می تواند جایگاه ویژه ای در بازتولید تمدنی ایفا کند. با این حال تحقق این نقش نیازمند بازتعریف هنر اسلامی در تعامل با تحولات، معاصر، فناوری های جدید، زیست بوم، رسانه ای و نیازهای نسلی تازه است. آیا هنر، اسلامی با حفظ اصول و ساختارهای هویتی خود، می تواند به زبانی پویا برای مخاطب امروز بدل شود و سهم موثری در بازسازی هویت تمدنی جهان اسلام داشته باشد؟ آیا ما با بازمانده ای از یک سنت باشکوه مواجهیم یا با ظرفیتی زنده که هنوز توان کنش تمدنی دارد؟
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آمنه باقری
عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س)