تحلیل بازنمایی کهن الگوهای زن در نقاشی معاصر؛ با تاکید بر دیدگاه یونگ
محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی معماری، عمران، شهرسازی، محیط زیست و افق های هنر اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICACU04_0953
تاریخ نمایه سازی: 14 آبان 1404
چکیده مقاله:
در دوره های مختلف سوژه زن و به تصویر کشیدن آن از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. نقاشی یکی از مهمترین هنرها است که این امر را می توان در آن دنبال کرد. طبق نظریه کارل گوستاو یونگ، کهن الگوها انگاره هایی برخواسته از ناخودآگاه ذهن بشر هستند که به شکل نمادین ظاهر می شوند. این پژوهش در پی آن است که کهن الگوهای زنان را بازنمایی تصویر زن در آثار هنرمندان معاصر مورد تحلیل قرار دهد. ماهیت این پژوهش کاربردی است و نوع آن، توصیفی - تحلیلی به شمار می رود. گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای است. تحلیل با روش کیفی است. این پژوهش نشان می دهد که تحول و تطور عناصر در تصویرگری به دلیل سبک شناسی و مکاتب مختلف ارزیابی می شود، اما عناصر دومی که تابع اندیشه و باورهای انسانی هستند نیاز به بررسی تحولات اندیشه و اعتقادات جامعه دارند. نگاره به زن نیز به عنوان یک عنصر تصویری با مفهوم و محتوای جوهری در آثار تصویرگری و نقاشی حضور دارد. برای ردیابی و رسیدن به مقوله نقش و تصویر بازنمایی زنان در هنر نقاشی باید عوامل موثر بر این موضوع را مورد بررسی قرار داد. نقاشان معاصر با توجه به محیط اجتماعی و فرهنگی، خود تاثیرگذار بر شکل دهی به تصاویر زنان در آثار هنری هستند. برای تحلیل این موضوع باید به تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در تاریخ توجه کرد. نقاشی های با موضوع زنان، بازتاب اتفاقات، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و ساختار قوانین را نشان می دهند. بیشتر اطلاعات این نقاشی ها به مادران و نیاکان زنان، آداب و رسوم گذشتگان و تمدن مربوط می شود. برخی نقاشان معاصر تلاش کرده اند تا هویت و شخصیت زنان را به صورت واقع گرا نشان دهند. برخی آثار نشان می دهند که نگرش های غلط درباره زنان و دختران وجود دارد و الگوهای نادرستی ارائه می شود، اما برخی آثار توانسته اند با تغییر نگاه به جایگاه، زنان فرهنگ سازی موثری انجام دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ماهرخ پیوندی
دانشجوی کارشناسی ارشد، نقاشی، دانشکده هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران
جواد امین خندقی
استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران