نقش رسانه ها، فرآیند تصمیم سازی و سیاستگذاری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_3351

تاریخ نمایه سازی: 13 آبان 1404

چکیده مقاله:

در برنامه ها ی کودکان سطح خشونت حتی از این هم بالاتر است ، گر چه کشتن معمولا کمتر نشان داده می شود، کارتونها بیشتر از هر نوع برنامه تلویزیونی حاوی اعمال و ماجراهای خشن هستند.» به اعتقاد پژوهشگران مسائل اجتماعی «.... عدم شناخت نقش رسانه ها، فرآیند تصمیم سازی و سیاستگذاری را در سطح کلان با مشکل مواجه می سازد و سبب سترون شدن نهادهای متولی نظم آفرینی و افزایش دامنه آسیب پذیری های اجتماعی و نشود و نمای جرم وجنایت در جامعه می شود. آیا خشونت رسانه ای واقعا موجب افزایش جرم در جامعه می شود؟ دراین خصوص دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. تحقیقات انجام شده در خصوص رابطه خشونت رسانه ای و پرخاشگری اجتماعی در ابتدا بر دو فرضیه رقیب تخلیه هیجانی و تحریک کنندگی متمرکز بود. به موجب فرضیه تخلیه هیجانی ، تماشای صحیح اعمال خشن درمان بخش است و موجب تخلیه عصبانیت و نفرت از خود افرادی می شود که فرصت یا امکان بروز احساسات و رفتار خشن را ندارد. اما در فرضیه تحریک کنندگی نظر بر این است که تماشای مستمر رفتارهای خشن تاثیر مخربی بر شخصیت و نگرش انسان دارد. این دو فرضیه منشا مناقشاتی درباره رابطه جرم و رسانه در بین جرم شناسان شده است، اما هیچ یک از آن دو کاملا رد یا پذیرفته نشده است نظریه تخلیه هیجانی ظاهرا توسط طرفداران فروید مطرح شده که «گفته اند سینما به منزله «ملین» یا «مسهل» روانی است که به کودک اجازه می دهد که در خلال تماشای تصویر ، خود را از فشارها و محرک پرخاشگری ر هایی بخشد» کی نیا در ارزیابی این نظریه می نویسد: « بدون انکار تمام ارزش این نظریه روانکاوی باید دروضع کنونی فیلم شناسی با احتیاط قسمتی ازاین نظریه را پذیرفت . اگر فیلم های پر زد و خورد و صحنه های خشونت آمیز، روحیه پرخاشگری کودک یا نوجوان را تسکین می دهد و آنان را سبکبار می سازد ، فیلمهای جنسی برعکس، برهیجان آنان می افزاید و راه کج و انحراف و تجاوز را به سوی آنان می گشاید. البته فیلمهایی که به دقت بررسی شود و دارای پیامدهای مفید و آموزنده باشد می تواند به مثابه یک تصویر روان درمانی برای نوجوانان تماشاگر شفا بخش تلقی گردد.»

نویسندگان