چگونه توانستم مهارت های تدریس خود را با تمرکز بر «تحلیل انتقادی محتوای کتاب دین و زندگی» ارتقاء داده و آن را به ابزاری برای پرورش تفکر عمیق در دانش آموزان تبدیل کنم؟
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME01_849
تاریخ نمایه سازی: 13 آبان 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش، یک اقدام پژوهی (Action Research) است که با هدف اصلی ارتقاء مهارت های حرفه ای معلم (پژوهشگر) در حیطه تحلیل محتوای کتب درسی و به کارگیری آن در فرآیند تدریس رشته معارف اسلامی انجام شده است. مسئله اصلی که این پژوهش از آن نشات گرفت، احساس عدم رضایت پژوهشگر از روش تدریس خود بود که عمدتا به انتقال سطحی مفاهیم کتاب دین و زندگی (پایه یازدهم) محدود می شد و مهارت های لازم برای ایجاد یادگیری عمیق و پرورش تفکر انتقادی را در بر نمی گرفت. این رویکرد، منجر به یادگیری منفعلانه دانش آموزان و عدم ارتباط آن ها با مفاهیم بنیادین دینی می شد. برای گردآوری اطلاعات اولیه (شواهد نوع اول)، از ابزارهایی چون خودارزیابی مبتنی بر چک لیست مهارت های تدریس، یادداشت های روزانه کلاسی (Journaling)، مصاحبه نیمه ساختاریافته با یک همکار باتجربه و تحلیل آزمون های پیشین دانش آموزان استفاده شد. یافته های اولیه نشان داد که تمرکز اصلی تدریس و ارزیابی بر پایین ترین سطوح شناختی، یعنی “دانش” و “درک” بوده است (Bloom, ۱۹۵۶).برای حل این مسئله، مجموعه ای از راهکارهای مداخله ای با محوریت تحلیل محتوا طراحی و اجرا گردید:مطالعه و آموزش فردی: مطالعه منابع تخصصی در زمینه روش های تحلیل محتوا و الگوهای نوین تدریس.طراحی «الگوی تحلیل درس سه وجهی»: ایجاد یک چارچوب عملی برای تحلیل هر درس بر اساس سه وجه (پیام اصلی، مفاهیم چالشی، و ارتباط با زندگی امروز).اجرای فرآیند «درس پژوهی» فردی (Individual Lesson Study): بازطراحی طرح درس ها بر اساس الگوی تحلیلی جدید.به کارگیری روش های تدریس فعال: استفاده از روش هایی چون یادگیری مبتنی بر پرسش (Inquiry-Based Learning) و بحث های سقراطی در کلاس.این راهکارها به مدت سه ماه در کلاس دین و زندگی پایه یازدهم (رشته تجربی) با ۳۲ دانش آموز به اجرا درآمد. برای ارزیابی نتایج (شواهد نوع دوم)، از مشاهده کلاسی توسط همکار، تحلیل طرح درس های جدید، بررسی کیفیت سوالات و پاسخ های دانش آموزان در کلاس و نتایج آزمون پایانی با سوالات تحلیلی استفاده شد. نتایج نشان دهنده ارتقاء چشمگیر در مهارت های پژوهشگر برای تحلیل عمیق محتوا، طراحی تدریس خلاقانه و مدیریت کلاس های دانش آموزمحور بود. این تغییر در مهارت معلمی، مستقیما به افزایش سطح مشارکت، عمق یادگیری و توانایی استدلال در دانش آموزان منجر شد. این پژوهش نتیجه می گیرد که سرمایه گذاری معلم بر مهارت «تحلیل محتوا»، یک استراتژی بنیادین برای توسعه حرفه ای و کلیدی برای تحول در کیفیت آموزش دروس معارف اسلامی است.
نویسندگان
سیدرضا حسینی
آموزش و پرورش