نقش بازی در آموزش ابتدایی تحلیلی بر تاثیر یادگیری از طریق بازی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH04_2553
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404
چکیده مقاله:
بازی به عنوان یکی از بنیادی ترین فعالیتهای انسانی نقش حیاتی در رشد شناختی اجتماعی و هیجانی کودکان ایفا میکند و در سالهای اخیر به عنوان ابزاری موثر در آموزش ابتدایی مورد توجه پژوهشگران و متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. آموزش از طریق بازی فراتر از فعالیت تفننی و سرگرمی است و میتواند به توسعه مهارتهای شناختی همچون حل مسئله تفکر خلاق، مهارتهای زبان و فراشناخت کمک کند همچنین موجب تقویت مهارتهای اجتماعی مانند ،همکاری تعامل گروهی همدلی و مهارتهای ارتباطی میشود بازیهای آموزشی چه هدایت شده و چه ،آزاد با ارائه فرصتهای فعال ،یادگیری کودکان را درگیر فرایند یادگیری میکنند آنها را تشویق به اکتشاف پرسشگری و تجربه مستقیم مفاهیم مینمایند. و در این مقاله ضمن مروری بر تعاریف و رویکردهای مختلف بازی در روانشناسی تربیتی، تاثیرات آن بر یادگیری شناختی، اجتماعی و هیجانی کودکان بررسی شده است نظریه های یادگیری کلاسیک و معاصر از جمله نظریههای پیاژه ویگوتسکی و برونر، چارچوب مفهومی مناسبی برای تحلیل نقش بازی در فرآیند یادگیری ارائه میدهند پژوهشها نشان میدهند که بازیهای هدایت شده، به ویژه زمانی که با اهداف آموزشی مشخص طراحی شده باشند میتوانند مهارتهای تفکر انتقادی و حل مسئله کودکان را تقویت کنند و آنها را به یادگیری فعال و خودتنظیمی هدایت نمایند. همچنین بازی با افزایش انگیزش درونی ،کودکان مشارکت فعال آنها در فعالیتهای آموزشی را افزایش میدهد و محیط یادگیری را برای کودکان جذاب و پویا میسازد. علاوه بر این شواهد پژوهشی نشان میدهد که بازی به توسعه مهارتهای اجتماعی و هیجانی نیز کمک میکند. بازی گروهی و مشارکتی باعث میشود کودکان مهارتهای همکاری و همدلی را تمرین ،کنند نحوه مدیریت هیجانها و حل تعارضها را یاد بگیرند و تواناییهای ارتباطی خود را ارتقا دهند این ویژگیها اهمیت بازی را در آموزش ابتدایی دو چندان میکند زیرا محیط کلاس درس علاوه بر آموزش محتوای علمی مکانی برای رشد همه جانبه شخصیت کودک است. با توجه به محدودیتهای موجود در برنامه های درسی سنتی که اغلب بر حفظیات و آموزش منفعل تمرکز دارند، بهره گیری از بازی به عنوان ابزار آموزشی میتواند راهکاری موثر برای غلبه بر این محدودیتها باشد. این مقاله با بررسی پژوهشهای داخلی و خارجی، شواهد موجود در رابطه با اثرات بازی بر یادگیری کودکان را تحلیل کرده و نقاط قوت و ضعف این رویکرد را بیان میدارد. همچنین موانع پیاده سازی بازی در کلاسهای ابتدایی از جمله نگرش معلمان و والدین کمبود منابع و محدودیتهای فضا مورد بحث قرار گرفته است. نتایج مرور ادبیات پژوهشی نشان میدهد که بازی نه تنها میتواند یادگیری شناختی کودکان را تقویت کند، بلکه باعث رشد مهارتهای اجتماعی هیجانی و انگیزشی آنها نیز می.شود در نتیجه طراحی و اجرای برنامههای آموزشی مبتنی بر بازی آموزش ابتدایی را از حالت منفعل و حفظی به یادگیری ،فعال خلاق و مشارکتی تبدیل میکند و مسیر رشد همه جانبه کودکان را هموار می سازد. این یافته ها اهمیت توجه جدی به آموزش از طریق بازی را در نظامهای آموزشی مدرن و ضرورت آموزش معلمان برای بهره گیری موثر از بازیهای آموزشی برجسته میسازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان