تحلیل تطبیقی نظریه راجرز و مازلو درباره خودشکوفایی و رشد فردی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 263
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH04_0673
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش تحلیل تطبیقی دو نظریه بنیادین در روانشناسی انسان گرایانه یعنی نظریه شخصیت و درمان مراجع محور» کارل راجرز و «سلسله مراتب نیازها» و مفهوم «خودشکوفایی» آبراهام مازلو با تمرکز بر مفهوم رشد فردی و تحقق خویشتن است. این دو نظریه، اگرچه هر یک رویکرد متفاوتی به انگیزش و ساختار شخصیت دارند اما در نهایت به عنوان پایههای نظری روانشناسی مثبت نگر درک معاصر از خودشکوفایی را شکل داده اند این مطالعه با روش کیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی Comparative Content) (Analysis انجام گرفت. در این ،پژوهش متون اصلی نظریه های راجرز (۱۹۵۱، ۱۹۶۱) و مازلو (۱۹۴۳، (۱۹۷۰) به همراه تفاسیر جدید در متون روانشناسی معاصر مورد بررسی قرار گرفت چهار محور اصلی مقایسه عبارت بودند از تعریف خودشکوفایی، فرایند رشد فردی، نقش محیط و شرایط و شاخصهای عملی خودشکوفایی دادهها به صورت قیاسی تحلیلی بررسی شدند. نتایج نشان داد که اگرچه دو نظریه در ستایش رشد درونی و تحقق خویشتن همسو هستند اما راجرز بر فرآیند همخوانی و پذیرش بی قید و شرط" تاکید دارد، در حالی که مازلو بر ساختار" سلسله مراتبی نیازها و انگیزشهای درونی متمرکز است . . راجرز. رشد را فرایندی پویا و باز و مازلو آن را نقطه ای نهایی و متعالی تعریف می.کند همچنین راجرز خود شکوفایی را در دسترس همه افراد میداند؛ در حالی که مازلو آن را به درصد کمی از افراد اختصاص میدهد.
کلیدواژه ها:
خودشکوفایی رشد ، فردی انسان ، گرایی راجرز ، مازلو نظریه ، انگیزش شخصیت ، پذیرش بی قید و شرط ، روان شناسی مثبت نگر
نویسندگان
رضا ایمانخواه
استادیار گروه روانشناسی ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زابل
مینا پوربزی
دانشجو ارشد روانشناسی زابل