تحول زبان و سبک در شعر پس از انقلاب اسلامی ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 90
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_2265
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1404
چکیده مقاله:
تحول زبان و سبک در شعر فارسی پس از انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷) را می توان یکی از مهم ترین دگرگونی های ادبی سده ی معاصر دانست؛ دگرگونی ای که نه تنها از تغییرات اجتماعی و سیاسی عمیق دوران پس از انقلاب متاثر بوده است، بلکه از زاویه ی زیبایی شناختی، نحوی و واژگانی نیز به بازتعریف نسبت شاعر با زبان، جهان و مخاطب انجامیده است. در دهه ی نخست پس از انقلاب، شعر فارسی به ویژه در قالب های کلاسیک و نیمایی، زبانی آرمان گرایانه، آیینی و ایدئولوژیک به خود گرفت و کارکردی اجتماعی انقلابی یافت؛ اما به تدریج با ورود شاعران نسل دوم انقلاب و تجربه های جنگ، تبعید، شکست آرمان ها و گسترش شهرنشینی، زبان شعر از سطح شعار و روایت ایدئولوژیک فاصله گرفت و سویه ای انسان گرایانه، درون نگر و سیال پیدا کرد.در سطح زبان، شعر پسانقلابی شاهد ظهور زبان چندلایه و چندصدایی است که متاثر از نظریات بینامتنیت و گفت وگویی باختین، مرز میان زبان رسمی، عامیانه و عرفانی را درهم می شکند. تلفیق زبان عرفان، ادبیات عامه، اصطلاحات روزمره و حتی زبان رسانه ای و سیاسی، به خلق بیانی منعطف، تمثیلی و ایهام آمیز انجامیده است. در حوزه ی سبک، توجه به تصویرسازی های پست مدرن، گسست های نحوی، و بازی های زبان شناختی جایگزین انسجام معنایی و زبانی شعر مدرن دهه ی چهل و پنجاه شده است. شاعرانی چون قیصر امین پور، سید حسن حسینی و سلمان هراتی در آغاز، زبان انقلاب را با سنت های دینی درآمیختند، اما در نسل های بعدی، شاعران چون شمس لنگرودی، بیژن الهی، گروس عبدالملکیان و علی باباچاهی به سوی فرمی سیال تر و زبان تجربی تر گرایش یافتند که در آن، «من شاعر» نه پیامبر حقیقت بلکه صداهای پراکنده و متکثر جامعه را بازتاب می دهد.تحولات سبکی این دوره همچنین با تاثیر از نظریه های زبان شناسی مدرن (ساخت گرایی، پسا ساخت گرایی) و جریان های جهانی (شعر گفت و گو، شعر مینیمال، جریان سپید) همراه بوده است. زبان استعاری و آیرونیک جایگزین لحن خطابی و شعاری شد، و شعر از ساحت «تعهد سیاسی» به عرصه ی «تعهد انسانی و زیباشناختی» گذر کرد. در سطح موسیقایی، گرایش به ریتم طبیعی گفتار، گسست از وزن های عروضی، و ظهور وزن های آزاد و نیمایی نو بازتاب دهنده ی همین چرخش زبانی است. بنابراین، شعر پس از انقلاب را می توان عرصه ای دانست که در آن، سنت و نوآوری، امر قدسی و امر روزمره، و زبان فردی و جمعی در گفت وگویی پویا و گاه متضاد درگیر می شوند.در نتیجه، تحول زبان و سبک در شعر پس از انقلاب بیش از آنکه صرفا تغییری در سطح واژگان یا موسیقی باشد، نشانه ی تحولی بنیادین در افق ذهنی و زیبایی شناختی شاعران ایرانی است؛ تحولی که از بازتاب واقعیت اجتماعی و سیاسی فراتر رفته و به بازآفرینی زبان به مثابه ی امکان اندیشیدن رسیده است. زبان شعر این دوران، به جای آنکه ابزار بیان باشد، خود به موضوع اندیشه و کاوش شاعر تبدیل شده است؛ پدیده ای که شعر معاصر ایران را در عرصه ی جهانی نیز قابل تامل کرده است.
کلیدواژه ها:
شعر معاصر ایران ، انقلاب اسلامی ، تحول زبان ، سبک شعری ، گفت وگویی ، پست مدرنیسم ، بینامتنیت ، شاعران پس از انقلاب
نویسندگان
سعیده اسدزاده
دبیر ادبیات