تحلیل مفهوم گذر زمان ؛ فنا و جاودانگی در اشعار حافظ با نگاه مارتین هایدگر
فایل این در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
زمان, از بنیادی ترین مفاهیم در اندیشه بشری ست که هم در فلسفه و هم در عرفان جایگاهی محوری دارد . فیلسوفان مسلمان از ابن سینا تا ملاصدرا زمان را از مقدار حرکت تا بعد وجودی عالم ماده تعریف کرده اند . عارفانی چون ابن عربی نیز زمان را تجلی نفس رحمانی و ظهور لحظه به لحظه خداوند دانسته اند . در این بستر حافظ شیرازی با زبان شعر , گذر عمر ؛ فنا و جستجوی جاودانگی را در قالب نماد هایی مثل خزان گل ؛ گردش فلک ؛ روز و شب به تصویر می کشد و در برابر آن عشق را به مثابه راه رهایی و بقا معرفی می کند .
مارتین هایدگر در فلسفه معاصر, زمان را نه صرفا یک مقیاس بیرونی ؛ بلکه بعدی اگزیستانسیال از هستی می بیند و با طرح مفاهیمی چون ( بودن – سوی – مرگ ) و ( لحظه اصیل ) فنا و جاودانگی انسان را در نسبت با زمان تحلیل می کند .
بررسی تطبیقی نشان می دهد که پرسش های حافظ و هایدگر در باره زمان , فنا و جاودانگی در بنیاد هم سو هستند , هرچند حافظ راه جاودانگی را در عشق و حافظه جمعی جستجو می کند و هایدگر در اصالت وجودی .
این همگرایی میان شعر حافظ و فلسفه هایدگر نشان می دهد که مساله زمان ؛ دغدغه ای فراتر از مرزهای فرهنگی و تاریخی ست و می تواند پلی میان عرفان شرقی و فلسفه غربی ایجاد می کند .
نویسندگان
مرضیه بزرگی راد
دکتری زبان و ادبیات فارسی, گرایش ادبیات معاصر
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :