چگونه توانستم گروهی از دانش آموزان منفعل خود را در کلاس درس فعال در یادگیری کنم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 68
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_195
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1404
چکیده مقاله:
این اقدام پژوهی با هدف بررسی و به کارگیری راهکارهای عملی برای فعال سازی گروهی از دانش آموزان منفعل در فرآیند یادگیری درس زبان انگلیسی در پایه دوازدهم دبیرستان شهید جمشید طاهرخانی شهرستان تاکستان (استان قزوین) انجام شد. به عنوان دبیر زبان انگلیسی، پس از چندین جلسه تدریس دریافتم که کلاس من به طور محسوس به دو دسته ی مشخص تقسیم شده است: گروهی از دانش آموزان درس خوان، فعال و علاقه مند که به صورت جدی در فرایند یادگیری مشارکت می کردند و گروه دیگری شامل بیش از نیمی از دانش آموزان که به طور کامل در یادگیری منفعل بوده، حتی در ساده ترین مباحث پایه ای مانند ضمایر فاعلی دچار مشکل بودند. این گروه از دانش آموزان نه تنها تلاشی برای بهبود وضعیت خود نداشتند، بلکه حضور آنان باعث می شد فضای کلاس یکنواخت، خسته کننده و فاقد پویایی شود. ضرورت پرداختن به این مسئله از آن جا ناشی می شد که ادامه ی این وضعیت، نه تنها منجر به شکاف آموزشی میان دانش آموزان می شد، بلکه انگیزه ی یادگیری در کل کلاس را کاهش می داد. بنابراین، تصمیم گرفتم با بهره گیری از روش های عملی و قابل اجرا در کلاس، زمینه ی فعال سازی این دانش آموزان را فراهم کنم. رویکرد اصلی من مبتنی بر ایجاد گروه های آموزشی همکارانه بود. بدین صورت که دانش آموزان قوی تر به عنوان سرگروه انتخاب شدند و طی فعالیت های کلاسی به هدایت هم گروهی های ضعیف تر پرداختند. در این الگو، تمرین های گرامری و مهارتی به صورت گروهی انجام شد و دانش آموزان ضعیف با شنیدن چندباره و بازآموزی مطالب از زبان هم کلاسی خود، فرصتی متفاوت برای درک مطالب پیدا کردند. این روش علاوه بر کاهش جو خشک و رسمی کلاس، موجب شد حس همکاری، تعامل و مسئولیت پذیری در بین دانش آموزان تقویت شود. همچنین، به دانش آموزان ضعیف این امکان را داد که حداقل در جریان تدریس منفعل نباشند و ناچار شوند در فعالیت های کلاسی مشارکت کنند. هرچند در نتایج نهایی امتحانات تغییر چشمگیری مشاهده نشد و بسیاری از این دانش آموزان همچنان در یادگیری عمیق دچار مشکل باقی ماندند، اما دستاورد مهم این اقدام، تغییر رفتار کلاسی آنان و افزایش سطح مشارکتشان بود. اقدام پژوهی حاضر با بهره گیری از روش های کیفی و کمی و تحلیل دقیق مشاهدات، داده های کلاسی و بازخوردهای رفتاری دانش آموزان، نشان داد که حتی اگر تغییرات چشمگیر در خروجی نهایی آزمون ها حاصل نشود، می توان با انتخاب راهکارهای عملی، محیط یادگیری را فعال تر، صمیمانه تر و پویا تر کرد. در ادامه ی پژوهش، با تحلیل وضع موجود، گردآوری شواهد، ارائه ی راهکارها، اجرای عملی، و نهایتا بررسی تغییرات ایجادشده، نشان داده شد که استفاده از روش همیار آموزشی و گروه بندی هدفمند، یک ابزار کارآمد برای کاهش انفعال و افزایش مشارکت کلاسی است. این پژوهش می تواند برای سایر دبیران به ویژه در دروسی که نیازمند تمرین و تکرار مستمر هستند، الگویی کاربردی باشد؛ الگویی که اگرچه الزاما همیشه منجر به پیشرفت تحصیلی محسوس در همه ی دانش آموزان نمی شود، اما با ایجاد فضای تعاملی و مثبت، می تواند گام موثری در جهت بهبود کیفیت یادگیری و پرورش روحیه ی مسئولیت پذیری جمعی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب رحمانی
نویسنده اول