طراحی مدل هم افزایی بین سیاست های زمین و مسکن با راهبردهای درآمدزایی پایدار در شهرداری ایلام

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSHCONF29_087

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1404

چکیده مقاله:

تحولات سریع شهری در دهه های اخیر، شهرداری ها را با چالش های متنوعی در زمینه مدیریت منابع، درآمدزایی پایدار، و پاسخ گویی به نیازهای روزافزون شهروندان مواجه ساخته است. در این میان، سیاست های زمین و مسکن نقش محوری در تعیین الگوی توسعه شهری، کارایی اقتصادی مدیریت زمین، و تضمین رضایت اجتماعی ایفا می کنند. شهرداری ایلام به عنوان نهادی محلی که در بستر اقتصادی و اجتماعی خاص استان ایلام فعالیت می کند، با ضرورت طراحی مدلی مواجه است که بتواند میان سیاست های کاربری زمین، توسعه مسکن، و راهبردهای درآمدزایی پایدار هم افزایی ایجاد نماید. این پژوهش با رویکردی تلفیقی، تلاش دارد پارادایم جدیدی را در حوزه برنامه ریزی شهری شکل دهد که نه تنها تناسب بین توسعه کالبدی و اقتصادی شهر را ارتقاء دهد، بلکه ظرفیت های بومی را نیز در مسیر رشد پایدار و عدالت اجتماعی به کار گیرد.مدل پیشنهادی بر پایه سه محور راهبردی بنا شده است: نخست، انتظام بخشی و بهینه سازی سیاست های زمین از طریق اولویت دهی به کاربری های مولد درآمد و سازگار با الگوی توسعه پایدار شهری؛ دوم، هدایت سیاست های مسکن به سمت طرح های مقرون به صرفه، مقاوم، و متناسب با توان مالی و نیازهای واقعی اقشار مختلف؛ و سوم، طراحی سازوکارهای نوآورانه برای درآمدزایی شهرداری از طریق ابزارهای قانونی، مالی، و فناورانه که در عین حال با الزامات حقوق عمومی و استانداردهای شفافیت منطبق باشند. این مدل با بهره گیری از داده های مکانی دقیق (GIS)، روش های تحلیلی اقتصاد شهری، و چارچوب های حقوقی موجود در ایران، روابط مکان زمانی میان زمین و مسکن را با جریان های درآمدی شهرداری پیوند می زند.هم افزایی موردنظر زمانی حاصل می شود که سیاست های زمین و مسکن نه به عنوان دو حوزه منفک، بلکه به مثابه اجزایی وابسته در سامانه مدیریت شهری دیده شوند؛ به طور مثال، تخصیص کاربری اراضی مازاد یا کم بازده برای پروژه های مسکن اجتماعی می تواند از یک سو نیاز مسکونی اقشار متوسط و کم درآمد را تامین کند و از سوی دیگر جریانی پایدار از عوارض نوسازی، خدمات شهری و مالیات بر املاک را برای شهرداری فراهم آورد. این پژوهش همچنین بر اهمیت شفافیت در فرآیند تصمیم گیری، الزامات حقوقی قراردادهای مشارکت بخش خصوصی، و نقش فناوری های نو مانند اینترنت اشیاء در پایش و کنترل پروژه های عمرانی و مسکن تاکید دارد.از منظر روش شناسی، این تحقیق از مدل سازی سیستمی و تحلیل نهادی بهره گرفته تا بتواند رفتار متقابل اجزای مختلف سیاست گذاری شهری را در شرایط واقعی ایلام شبیه سازی کند. داده های گردآوری شده از منابع آماری رسمی، اسناد طرح تفصیلی، و مصاحبه های تخصصی با مدیران و کارشناسان شهرداری، به عنوان ورودی مدل مورد استفاده قرار گرفته اند. مدل حاصل، مجموعه ای از سناریوهای سیاستی را ارائه می دهد که بر اساس شاخص هایی چون بازده اقتصادی، مقبولیت اجتماعی، انطباق قانونی، و اثرات زیست محیطی رتبه بندی می شوند.نتایج اولیه نشان می دهد که ترکیب سیاست های زمین مبتنی بر بازتخصیص کاربری های ناکارآمد، با برنامه های مسکن مشارکتی، می تواند درآمد پایدار شهرداری را در یک بازه پنج ساله حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش دهد بدون آنکه هزینه های اجتماعی یا زیست محیطی قابل ملاحظه ای ایجاد کند. افزون بر این، به کارگیری راهکارهای فناورانه در مدیریت زمین (مانند سامانه های هوشمند پایش اراضی) سبب کاهش تخلفات ساخت وساز و افزایش کارایی وصول عوارض خواهد شد.این مدل، نه صرفا یک ابزار برنامه ریزی، بلکه چارچوبی برای تعامل بین سیاست گذاران، مدیران شهری، بخش خصوصی و جامعه محلی است که امکان گفت وگو و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد را فراهم می آورد. بدین ترتیب، این پژوهش می تواند مبنای تدوین دستورالعمل های جدید برای شهرداری ها و نهادهای قانون گذار باشد تا از ظرفیت های زمین و مسکن به عنوان محرک های اصلی درآمدزایی پایدار استفاده کنند. ارزش افزوده اصلی این مطالعه، ارائه رویکردی یکپارچه و بومی سازی شده برای مدیریت منابع شهری در شهرهای متوسط ایران است که ضمن پاسخ گویی به نیازهای جاری، افق بلندمدت توسعه پایدار را نیز در نظر دارد.به عنوان جمع بندی، طراحی مدل هم افزایی بین سیاست های زمین و مسکن با راهبردهای درآمدزایی پایدار نه تنها می تواند به شهرداری ایلام کمک کند تا وابستگی خود را به منابع ناپایدار (مانند فروش املاک یا صدور مجوزهای محدود) کاهش دهد، بلکه زمینه رشد متوازن، عدالت اجتماعی و کیفیت زیست شهری را فراهم می آورد. تحقق این چشم انداز مستلزم عزم نهادی، نوسازی ابزارهای قانونی، ارتقای ظرفیت کارشناسی، و تداوم پایش و بازبینی مدل بر اساس داده ها و بازخوردهای واقعی خواهد بود؛ چشم اندازی که اگر به طور نظام مند دنبال شود، تبدیل به الگوی موفقی برای سایر شهرداری های کشور خواهد شد.

نویسندگان

علی اکبر جهاندوست

کارشناس درآمد شهرداری ایلام پست ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری- برنامه ریزی مسکن