تحلیل پدیدارشناختی تاثیر رابط های مغز–رایانه (BCI) در آموزش شخصی سازی شده و یادگیری مبتنی بر شناخت عصبی در مدارس هوشمند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC22_319

تاریخ نمایه سازی: 6 آبان 1404

چکیده مقاله:

با پیشرفت فناوری های نوین آموزشی، رابط های مغز–رایانه (Brain–Computer Interfaces | BCI) به عنوان یکی از ابزارهای پیشرفته جهت ارتقای کیفیت یادگیری و شخصی سازی فرایند آموزشی توجه محققان و معلمان را به خود جلب کرده اند. این فناوری ها امکان ارتباط مستقیم بین فعالیت های مغزی و سیستم های دیجیتال را فراهم می آورند و با استفاده از داده های زیستی، محیط یادگیری را بر اساس نیازها، سطح انگیزش، میزان تمرکز و عملکرد شناختی هر دانش آموز تنظیم می کنند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی به بررسی تجربه های ذهنی دانش آموزان در تعامل با سیستم های BCI در مدارس هوشمند پرداخته و تلاش دارد تاثیر این فناوری بر یادگیری شخصی سازی شده، خودتنظیمی، انگیزش و توسعه مهارت های شناختی را تحلیل کند.در این مطالعه، دانش آموزان در محیط های آموزشی مجهز به BCI آموزش داده شدند و تجربه های آن ها از طریق مصاحبه های عمیق، مشاهده مشارکتی و تحلیل داده های زیستی جمع آوری شد. یافته ها نشان داد که استفاده از رابط های مغز–رایانه باعث افزایش تمرکز، دقت، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش درونی دانش آموزان می شود و امکان ارائه بازخورد لحظه ای و شخصی سازی محتوای آموزشی را فراهم می آورد. علاوه بر این، تعامل دانش آموزان با محیط های یادگیری تطبیقی موجب توسعه مهارت های تفکر بازتابی، حل مسئله و خلاقیت شناختی شده و تجربه یادگیری فعال و غوطه ور را ارتقا می دهد.تحلیل پدیدارشناختی نشان می دهد که تجربه ذهنی دانش آموزان از کار با BCI نه تنها محدود به دریافت اطلاعات آموزشی نیست، بلکه شامل فرایندهای شناختی و عاطفی پیچیده، بازخورد درونی و خودآگاهی نسبت به توانایی های فردی نیز می شود. این تجربه های ذهنی می تواند راهنمای طراحی محیط های یادگیری هوشمند و تطبیقی باشد که به رشد همه جانبه دانش آموزان و ارتقای مهارت های شناختی و اجتماعی آنان کمک می کند.نتایج پژوهش بیانگر اهمیت ادغام فناوری های شناختی و زیستی با روش های آموزشی سنتی و مدرن است و نشان می دهد که BCI می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در طراحی محیط های یادگیری شخصی سازی شده، افزایش انگیزش، ارتقای عملکرد شناختی و توسعه مهارت های نوین آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. یافته های این مطالعه برای پژوهشگران، معلمان و طراحان محتوای آموزشی هوشمند، دیدگاهی کاربردی در جهت توسعه آموزش مبتنی بر شناخت عصبی و فناوری های نوین فراهم می آورد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

آرام احمدزاده اقدم

۱- کارشناسی آموزش علوم تجربی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه

محمد پرخو

۲- کارشناسی آموزش علوم تجربی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه

نعمت رمن

۳- کارشناسی آموزش علوم تجربی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه

محمد رسول زاده

۴- کارشناسی آموزش علوم تجربی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه