بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر عملکرد شرکت با در نظر گرفتن استراتژی تجاری: شواهدی از شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 80
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMCCONF25_010
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1404
چکیده مقاله:
هدف این مقاله تبیین این پرسش است که آیا توانایی مدیریت می تواند بهبود معناداری در عملکرد شرکت ها ایجاد کند و اینکه نقش استراتژی تجاری در این میان چیست. مسئله از آن جا اهمیت می یابد که شرکت ها در محیطی پویا و متلاطم فعالیت می کنند و مزیت رقابتی پایدار بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیم های مدیریتی وابسته شده است. در چارچوب نظری پژوهش، توانایی مدیریت به عنوان مجموعه ای از شایستگی ها، مهارت ها و ویژگی های رفتاری تعریف می شود که مدیران ارشد را قادر می سازد فرصت ها را به موقع تشخیص دهند، منابع کمیاب را بهینه تخصیص دهند و با مدیریت عدم قطعیت، سازمان را در مسیر خلق ارزش هدایت کنند. در این مقاله رویکردی توصیفی-تحلیلی اتخاذ می شود و شواهد از شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران گردآوری و تفسیر می گردد؛ با این تاکید که ارائه نتایج به صورت روایی و تحلیلی انجام می شود تا وابستگی به جداول و آمار خام به حداقل برسد. در ادبیات موضوع، پیوند میان توانایی مدیریت و شاخص های عملکردی همچون بهره وری دارایی ها، بازدهی سرمایه گذاران و ارزش آفرینی بلندمدت به صورت گسترده بررسی شده است. در همین راستا، استراتژی تجاری به منزله نقشه راه رقابتی شرکت مطرح می شود که می تواند الگوهای تخصیص منابع و اولویت گذاری های عملیاتی را جهت دهی کند. یافته های مقاله نشان می دهد که توانایی مدیریت، مستقل از نوع رویکرد استراتژیک غالب (تهاجمی یا تدافعی)، با توصیف های روایی از رفتار سازمانی، بهبود معناداری در ابعاد مختلف عملکردی به همراه دارد. تبیین نظری این نتیجه آن است که مدیران توانا از طریق سنجش مداوم تناسب راهبرد-محیط و با اتکا بر ظرفیت های شناختی و اجتماعی خود، سازوکارهای یادگیری سازمانی را تقویت می کنند و با کاهش اتلاف منابع، کارایی و اثربخشی را ارتقا می دهند. افزون بر این، تحلیل های تکمیلی نشان می دهد که هم سویی استراتژی تجاری با قابلیت های مدیریتی، امکان به کارگیری بهتر سرمایه های نامشهود نظیر شهرت سازمانی، سرمایه روابط و سرمایه انسانی متخصص را فراهم می کند و بدین ترتیب، مسیر خلق ارزش را هموارتر می سازد. (نوناکا و تاکئوچی، ۱۹۹۵: ۵۸) (ریکاردو، ۲۰۰۱: ۱۴)
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ساناز کاویانی شکوه
کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه رجا