مطالعه تجربه ی زیسته ی نوجوانان فرزندان طلاق عاطفی در خانواده های ایرانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 136

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC22_020

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1404

چکیده مقاله:

تحولات اجتماعی و فرهنگی سال های اخیر در ایران موجب تغییرات عمیقی در ساختار خانواده شده است. یکی از پیامدهای این تغییرات، افزایش پدیده «طلاق عاطفی» است؛ وضعیتی که در آن والدین اگرچه از نظر قانونی همچنان در کنار یکدیگر زندگی می کنند، اما پیوندهای صمیمیت، حمایت و تعلق روانی میان آنان تضعیف یا گسسته شده است. نوجوانان، به ویژه در دوره ی حساس هویت یابی و استقلال طلبی، از آسیب پذیرترین گروه ها در برابر این پدیده به شمار می آیند. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی تجربه ی زیسته ی نوجوانان فرزندان خانواده های گرفتار طلاق عاطفی در بستر فرهنگی ایران بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از رهیافت پدیدارشناسی انجام شد. جامعه ی پژوهش نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ ساله ی شهر قزوین بودند که والدینشان بر اساس پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (۱۹۹۳) در وضعیت طلاق عاطفی قرار داشتند. نمونه گیری به شیوه ی هدفمند صورت گرفت و در نهایت ۱۵ نوجوان واجد شرایط وارد پژوهش شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل گردید. یافته ها نشان داد تجربه ی زیسته ی نوجوانان در این خانواده ها در قالب ۱۰۸ کد باز، ۳۳ مضمون فرعی، ۴ مضمون اصلی و یک مضمون هسته ای آشکار شد. مضامین اصلی شامل «فرسایش امنیت روانی و عاطفی»، «راهبردهای مقابله ای و اجتنابی»، «تاثیر بر هویت و الگوهای ذهنی» و «پیامدهای اجتماعی–تحصیلی» بودند. مضمون هسته ای پژوهش بیانگر آن بود که زندگی در خانواده ی گرفتار طلاق عاطفی تجربه ای فرسایشی و چندبعدی است که نوجوان را در رابطه با خود، خانواده، اجتماع و آینده اش دچار گسست می سازد. مشارکت کنندگان از احساس مداوم ناامنی، بی توجهی والدین به نیازهای هیجانی، سکوت های سنگین و پرتنش، و راهبردهایی چون پناه بردن به فضای مجازی، وقت گذرانی بیرون از خانه یا خودسانسوری سخن گفتند. همچنین نگرش منفی نسبت به ازدواج، سردرگمی هویتی، افت تحصیلی، احساس طرد اجتماعی و ناامیدی نسبت به آینده از دیگر پیامدهای گزارش شده بود. نتایج نشان می دهد که طلاق عاطفی، هرچند در آمار رسمی ثبت نمی شود، اما آثار روانی و اجتماعی عمیقی بر فرزندان برجای می گذارد. درک ابعاد چندلایه ی این تجربه می تواند مبنای طراحی مداخلات آموزشی و مشاوره ای بومی برای حمایت از نوجوانان و بازسازی کارکرد حمایتی خانواده در جامعه ی ایرانی قرار گیرد.

نویسندگان

محمدرضا کریمی

۱- کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.