نقش سیاست های فرهنگی و اجتماعی شهرداری در تقویت سرمایه اجتماعی در ایلام

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 109

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC22_004

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1404

چکیده مقاله:

سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های توسعه پایدار شهری، مجموعه ای از روابط مبتنی بر اعتماد، همبستگی، همکاری و شبکه های اجتماعی را دربر می گیرد که توانایی شهروندان برای عمل جمعی و حل مسائل مشترک را تقویت می کند. در این میان، سیاست های فرهنگی و اجتماعی شهرداری ها، نقش بنیادینی در شکل دهی، تقویت و پایداری سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر ایلام، به تحلیل نقش و کارکرد سیاست های فرهنگی–اجتماعی شهرداری در ارتقای سرمایه اجتماعی پرداخته و تلاش کرده است تصویری روشن از ارتباط میان ابزارهای حکمرانی محلی و پویایی های اجتماعی محله ای ارائه دهد.در این مطالعه، سیاست های فرهنگی به برنامه ها، فعالیت ها و پروژه هایی اطلاق شده که در راستای ارتقای سطح آگاهی، هویت جمعی، ارزش های مشترک و تعامل فرهنگی شهروندان طراحی و اجرا می شوند؛ سیاست های اجتماعی نیز شامل مجموعه اقداماتی هستند که با محوریت بهبود رفاه اجتماعی، توانمندسازی گروه های مختلف، افزایش مشارکت مدنی و تقویت تعاملات اجتماعی اجرا می شوند. ادبیات پژوهش نشان می دهد که سرمایه اجتماعی در بستر شهر، متاثر از سه مولفه کلیدی است: اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و شبکه های رسمی و غیررسمی ارتباطی. بنابراین، رویکرد این تحقیق بر بررسی تاثیر اقدامات شهرداری در هر یک از این حوزه ها استوار است.از منظر روش شناسی، پژوهش حاضر از رویکرد ترکیبی تبیینی بهره برده است. در بخش کمی، داده ها از طریق پیمایش با ابزار پرسشنامه استاندارد گردآوری شد که شاخص های سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت، انسجام و شبکه سازی) و شاخص های سیاست های فرهنگی–اجتماعی (توسعه فضاهای فرهنگی، رویدادهای اجتماعی، حمایت از فعالیت های داوطلبانه، خدمات اجتماعی و برنامه های توانمندسازی) را پوشش می داد. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای از میان ۳۸۴ شهروند ساکن محلات مختلف ایلام انجام شد. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۵ نفر از مدیران فرهنگی، مسئولان اجتماعی شهرداری، و فعالان محله ای صورت گرفت تا بینش عمیق تری نسبت به معانی، انگیزه ها و موانع موجود فراهم شود.یافته های کمی نشان داد که بین میزان مشارکت شهروندان در برنامه های فرهنگی–اجتماعی شهرداری و سطح سرمایه اجتماعی آنها، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p < ۰.۰۱). همچنین شاخص اعتماد عمومی در محلاتی که برنامه های فرهنگی پیوسته و تعامل مستقیم با مسئولان شهری داشتند، به طور معناداری بالاتر بود. تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که «حمایت از فعالیت های داوطلبانه» و «برگزاری رویدادهای فرهنگی و اجتماعی» بیشترین سهم را در تبیین واریانس شاخص های سرمایه اجتماعی دارند. یافته های کیفی نیز این نتایج را تقویت کرد و نشان داد که حضور چهره به چهره مسئولان در محلات، ایجاد فرصت های گفت وگوی عمومی، و پرداختن به نیازهای فرهنگی خاص هر محله، کلید موفقیت سیاست ها بوده است.تحلیل مصاحبه ها روشن ساخت که رویدادهای اجتماعی، به ویژه جشنواره های محلی و برنامه های ورزشی همگانی، نه تنها بستر تعاملات چهره به چهره را گسترش داده اند، بلکه به بازتعریف هویت محله ای و تقویت احساس تعلق میان ساکنان نیز کمک کرده اند. در کنار آن، برنامه های توانمندسازی زنان، جوانان و سالمندان، با رویکرد فرصت سازی و افزایش مهارت های ارتباطی، به شکل گیری شبکه های حمایتی و افزایش انسجام اجتماعی یاری رسانده اند.یافته ها همچنین نشان داد که سیاست های فرهنگی و اجتماعی شهرداری ایلام زمانی بیشترین اثربخشی را داشته اند که هم زمان با بهبود فضاهای فیزیکی (مانند ساخت یا بازسازی فرهنگسراها، بوستان ها و مراکز خدمات اجتماعی) همراه بوده اند. این هم افزایی میان زیرساخت و برنامه، نه تنها امکان حضور و فعالیت جمعی را تسهیل کرده، بلکه موجب افزایش حس امنیت و اعتماد میان شهروندان شده است.با این حال، پژوهش حاضر برخی چالش های پیش روی سیاست های فرهنگی–اجتماعی را نیز شناسایی کرد. از جمله، محدودیت بودجه های پایدار، تغییرات مدیریتی سریع در شهرداری، کمبود نیروی متخصص فرهنگی و اجتماعی، و گاه عدم انطباق سیاست ها با نیازهای واقعی محلات. مصاحبه شوندگان بر این نکته تاکید داشتند که برای تداوم سرمایه اجتماعی، سیاست ها باید از قالب رویدادی–مقطعی فراتر رفته و بر پایه تعامل بلندمدت و فرآیندمحور طراحی شوند.در بعد سیاست گذاری، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که شهرداری ایلام با توسعه سیاست های فرهنگی و اجتماعی هدفمند، توانسته است ظرفیت های نهفته سرمایه اجتماعی را فعال کند و از آن برای ارتقای کیفیت زندگی شهری بهره بگیرد. این تجربه نشان می دهد که مدیریت شهری می تواند با رویکردی مبتنی بر مشارکت واقعی، انعطاف پذیری فرهنگی، و برنامه ریزی بین بخشی، نه تنها شاخص های سرمایه اجتماعی را بهبود بخشد، بلکه این سرمایه را به اهرم قدرت برای پیشبرد برنامه های دیگر شهری تبدیل نماید.به طور کلی، مطالعه حاضر این فرضیه را تایید می کند که سرمایه اجتماعی، محصول مستقیم و آنی سیاست های فرهنگی و اجتماعی نیست، بلکه نتیجه یک فرآیند تدریجی است که نیازمند استمرار، هماهنگی، و همسو سازی سیاست ها با ویژگی های فرهنگی–اجتماعی بومی هر شهر است. یافته ها می توانند به عنوان الگوی مرجع برای شهرهای مشابه در ایران و حتی در کشورهایی با ساختار جمعیت شناختی و فرهنگی نزدیک به ایلام مورد استفاده قرار گیرند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

نجات الله ملکی

کارشناس اموراجتماعی شهرداری ایلام فوق لیسانس علوم سیاسی