مقایسه تاثیرعقل گرایی در مکتب اسلام و مکتب فرانکفورت وتاثیر آن بر فلسفه معاصر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 139

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME01_369

تاریخ نمایه سازی: 1 آبان 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی و مقایسه اصول و تاثیرات عقل گرایی در دو مکتب فکری برجسته، یعنی مکتب فرانکفورت و اسلام، می پردازد. مکتب فرانکفورت که به عنوان یک جنبش فلسفی نقد عقلانیت مدرن شناخته می شود، توسط فیلسوفانی مانند تئودور آدورنو، ماکس هورکهایمر و یورگن هابرماس توسعه یافته است. این مکتب با نقد عقلانیت ابزاری و تاکید بر عقلانیت انتقادی و ارتباطی، به تحلیل عمیق از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مدرن پرداخته است.در مقابل، مکتب اسلام با تاکید بر هماهنگی بین عقل و وحی، و نقش برجسته فیلسوفانی مانند ابن سینا، فارابی، غزالی و ملاصدرا، به تبیین اصول عقل گرایی اسلامی پرداخته است. این مکتب عقل را به عنوان ابزاری برای شناخت حقایق دینی و دنیوی به کار می گیرد و تاکید بر ارزش های اخلاقی و انسانی دارد.این مقاله به بررسی نقاط اشتراک و تفاوت های این دو مکتب در رویکرد به عقل گرایی، منابع شناخت و تاثیرات آن ها بر فلسفه معاصر می پردازد. نتایج حاصل نشان می دهد که هر دو مکتب با تاکید بر اهمیت عقل، به نقد و تحلیل نظام های قدرت و سلطه پرداخته اند، اما رویکردها و منابع شناخت آن ها متفاوت است. مکتب فرانکفورت بیشتر بر نقد عقلانیت مدرن و تحلیل تاثیرات اجتماعی و فرهنگی آن تمرکز دارد، در حالی که مکتب اسلام به دنبال توازن بین عقل و وحی و تاکید بر ارزش های دینی و اخلاقی است. نتیجه گیری این مقاله نشان می دهد که عقل گرایی در هر دو مکتب تاثیرات مهمی بر توسعه فلسفه معاصر داشته و به بهبود فهم ما از ارتباط بین عقل و جامعه کمک کرده است.

نویسندگان

مرتضی شمشیربند

دانشجوی دوره دکتری گروه برنامه ریزی درسی ،دانشکده علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،ساری،ایران

صدیقه نوری

دانشجوی دوره دکتری گروه فلسفه تعلیم وتربیت ،دانشکده علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،ساری،ایران