زوال بوم سازگان زاگرس به مثابه مسئله عمومی ملی و چارچوب سیاست های ممکن برای علاج آن

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 80

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CSRA-34-3_008

تاریخ نمایه سازی: 30 مهر 1404

چکیده مقاله:

چکیده ی سیاستیدر سال های اخیربه دلایل مختلف انسانی و طبیعی و ضعف مدیریت، بوم سازگان زاگرس رو به زوال نهاده و مطالبه ی بخش وسیعی از جامعه در مورد سرنوشت جنگل ها، آن را به یک مسئله عمومی تبدیل نموده که در دستور کار سیاستگذاران است. اما چگونگی حل مساله روشن نیست. هدف این مقاله ارایه ی پیشنهادی سیاستی برای پایداری جنگل های زاگرس بر اساس روش شناسی نظریه ی داده بنیاد است. یافته ها نشان داد که زوال جنگل های زاگرس پدیده ای چند وجهی است و علاج بخشی آن نیازمند شناخت ابعاد و ارتباط پویای میان آن ها است. فروپاشی نظام سنتی و ضعف نظام دیوانی مدیریت جنگل، مهمترین علت جنگل زدایی و تخریب جنگل های زاگرس است. وضعیت حاکم بر عرصه نشان دهنده، وابستگی معیشتی شدید ناشی از فقر و توسعه نیافتگی و مسائل اجتماعی -اقتصادی متعدد است که بیش از ظرفیت قابل تحمل بوم سازگان و موضوعی فراجنگلداری است. چهار توصیه ی سیاستی شامل تغییر در فرآیند و ساختار سیاستگذاری با رعایت اصول حکمرانی مطلوب؛ اجرای برنامه حفاظت و مدیریت مشارکتی بوم سازگان زاگرس؛ ایجاد سازوکار اجرایی نظام مند، پویا و مسئله محور با حضور ذینفعان کلیدی؛ تاسیس صندوق ملی حفاظت از بوم سازگان زاگرس ارایه شده است. جنگلداری اجتماعی نمی تواند همچون نوشدارو، تمامی مشکلات زاگرس را حل نماید بلکه می تواند در مناطق مستعدی به کار گرفته شود که مسایل اجتماعی– اقتصادی پیچیده ندارند. احیای اکوسیستم زاگرس نیازمند بازآفرینی ساختارهای مدیریتی اجرایی و تامین منابع مالی است که فرصت های شغلی و منافع مالی و اقتصادی بلندمدتی برای منطقه و کشور ایجاد می نماید که عموم جامعه، به خصوص گروه های آسیبپذیر و فقرا از آن بهره مند می شوند.

نویسندگان

احمد بیرانوند

عضو هیئت مدیره موسسه شمیم جنگل ایران

محمد عواطفی همت

عضو هیئت علمی گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران