مطالعه طولی اثر مداخلات روان عاطفی بر رشد شناختی و اجتماعی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 131
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_1936
تاریخ نمایه سازی: 25 مهر 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر بررسی آثار بلندمدت مداخلات روان عاطفی بر رشد شناختی و اجتماعی دانش آموزان در بستر آموزش رسمی است. این مطالعه به صورت طولی و با رویکردی تلفیقی (کمی–کیفی) طی سه سال تحصیلی انجام شده است و بر آن است تا تداوم و الگوی تغییرات در شاخص های شناختی (همچون خودتنظیمی، فراشناخت، حل مسئله، تفکر انتقادی) و اجتماعی (همدلی، همکاری، مسئولیت پذیری، انسجام گروهی و هویت مدرسه ای) را تحلیل نماید. مداخلات مورد نظر شامل بسته های جامع روان عاطفی بر پایه نظریه دلبستگی، بازسازی شناختی، آموزش سواد هیجانی، و گفت وگوهای بازتابی (reflective dialogues) در کلاس درس بوده است.نمونه پژوهش شامل ۳۲۰ دانش آموز در رده سنی ۱۰ تا ۱۵ سال در سه مدرسه دولتی و غیرانتفاعی بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها از طریق آزمون های رشد شناختی، پرسشنامه های سنجش عملکرد اجتماعی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان و والدین، و مشاهده های میدانی جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل های معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل رشد نهفته (Latent Growth Analysis) صورت گرفت تا مسیرهای اثر مداخلات بر تغییرات شناختی و اجتماعی در گذر زمان آشکار گردد.یافته ها نشان داد که استمرار مداخلات روان عاطفی به طور معناداری با افزایش توانایی تنظیم هیجانی، انعطاف شناختی، و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و انزواطلبانه همراه بوده است. همچنین، در سطح میان گروهی، دانش آموزانی که در برنامه های بازخورد هیجانی و گفت وگوی بین فردی مشارکت داشتند، رشد بیشتری در شاخص های همدلی، اعتماد بین فردی و خودکارآمدی اجتماعی نشان دادند. تحلیل کیفی تجربه زیسته آنان نیز حاکی از آن است که پیوند عمیق تر میان معلم و فراگیر، احساس تعلق مدرسه ای و انگیزش درونی برای یادگیری را تقویت می کند.از منظر نظری، این مطالعه حاکی از آن است که رشد شناختی و اجتماعی دانش آموزان نه یک فرآیند منفک بلکه شبکه ای از تعاملات هیجانی و معنایی است؛ مداخله در ساحت روان عاطفی، ظرفیت شناختی را گسترش داده و با ایجاد هم تنیدگی ذهن و عاطفه، امکان شکل گیری هویت یادگیرنده و مسئولیت اجتماعی را فراهم می سازد. بر اساس یافته ها، توصیه می شود سیاست های آموزشی به سمت گنجاندن برنامه های روان عاطفی در ساختار درسی، آموزش معلمان در زمینه روان شناسی هیجانی، و طراحی ارزشیابی های فرآیندی و انسانی حرکت کنند.در مجموع، پژوهش حاضر با تاکید بر هم راستایی رشد شناختی و اجتماعی از دریچه روان عاطفه، نشان می دهد که پایداری مداخلات هیجانی نه تنها باعث ارتقاء ظرفیت های ذهنی، بلکه موجب تحول در هویت اخلاقی و اجتماعی فراگیران نیز می شود؛ بدین سان، آموزش عاطفه محور می تواند یکی از پایه های اساسی تربیت شهروندان منتقد، همدل و مسئول در جامعه معاصر باشد.
کلیدواژه ها:
مداخلات روان عاطفی ، رشد شناختی ، رشد اجتماعی ، سواد هیجانی ، تفکر انتقادی ، خودتنظیمی ، همدلی ، هویت یادگیرنده ، آموزش انسان محور ، مطالعه طولی ، معادلات ساختاری ، گفت وگوی بازتابی.مداخلات روان عاطفی ، رشد شناختی ، رشد اجتماعی ، سواد هیجانی ، تفکر انتقادی ، خودتنظیمی ، همدلی ، هویت یادگیرنده ، آموزش انسان محور ، مطالعه طولی ، معادلات ساختاری ، گفت وگوی بازتابی.
نویسندگان