چگونه توانستم عدم تمرکز و پرخاشگری یکی از دانش آموزانم را برطرف کنم؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 120

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFETTRR01_1199

تاریخ نمایه سازی: 24 مهر 1404

چکیده مقاله:

یکی از مهم ترین دغدغه های من، به عنوان معلم پایه سوم ابتدایی در مدرسه فرهنگ شهرستان دیلم از استان بوشهر، حفظ آرامش کلاس و فراهم آوردن محیطی امن، پویا و یادگیرنده برای تمامی دانش آموزان است. در ابتدای سال تحصیلی جاری، متوجه رفتارهای متفاوت، پرخاشگرانه و همچنین عدم تمرکز یکی از دانش آموزان کلاس شدم؛ دانش آموزی با نام مستعار "زهرا"، که در بیشتر ساعات تدریس، به جای توجه به درس، رفتارهایی همچون بی قراری، پرتاب اشیاء، مزاحمت برای هم کلاسی ها، پاسخ های بدون نوبت، و گاه واکنش های عصبی شدید از خود نشان می داد. این وضعیت نه تنها فرآیند یاددهی-یادگیری را برای خود او مختل می کرد، بلکه آرامش و تمرکز سایر دانش آموزان را نیز تحت تاثیر قرار می داد. با توجه به اینکه ارزشیابی تحصیلی در مقطع ابتدایی توصیفی است و دانش آموزان در این سنین قدرت تحلیل و بیان احساسات و مشکلات خود را به صورت مستقیم ندارند، لازم دانستم که با رویکردی عملی، میدانی و مشارکتی، مسئله را ریشه یابی و برای آن راهکاری عملیاتی پیدا کنم. هدف اصلی من از این اقدام پژوهی، شناخت دقیق دلایل بروز رفتارهای پرخاشگرانه و عدم تمرکز در این دانش آموز خاص و سپس طراحی، اجرا و ارزیابی راهکارهای مداخله ای مناسب برای بهبود وضعیت او در کلاس بود؛ به گونه ای که بتواند در فضای کلاس با آرامش بیشتری حضور یابد، تمرکز لازم را پیدا کرده و در مسیر یادگیری و رشد قرار گیرد. برای دستیابی به این هدف، از روش های گوناگون گردآوری اطلاعات مانند مصاحبه با والدین، مشاهده مستقیم در کلاس، گفتگو با مشاور مدرسه، بررسی وضعیت تحصیلی و رفتاری دانش آموز، و مشورت با همکاران با تجربه بهره بردم. سپس با تحلیل داده های به دست آمده، مجموعه ای از علل زمینه ساز این رفتارها شامل مشکلات خانوادگی، کم توجهی به نیازهای عاطفی، نداشتن الگوی رفتاری مناسب، و ضعف در مهارت های خودتنظیمی و ارتباطی شناسایی گردید. در مرحله بعد، با طراحی برنامه ای هدفمند و چندمرحله ای شامل ایجاد ارتباط عاطفی مثبت با دانش آموز، استفاده از تقویت مثبت، مشارکت دادن او در مسئولیت های کلاسی، به کارگیری فعالیت های جذاب گروهی، بازی درمانی، آموزش مهارت های خودکنترلی و تنفس عمیق، و ارتباط مداوم با خانواده، فرآیند مداخله آغاز شد و به مدت دو ماه به طور مستمر مورد ارزیابی و بازنگری قرار گرفت. نتایج نشان داد که با اجرای راهکارهای عملی و فردی سازی شده، سطح تمرکز دانش آموز افزایش و رفتارهای پرخاشگرانه اش به میزان قابل توجهی کاهش یافت. همچنین، سطح مشارکت وی در فعالیت های کلاسی بیشتر شد و در ارزشیابی های توصیفی در برخی دروس، وضعیت او از «قابل قبول» به «خوب» و حتی «خیلی خوب» ارتقاء یافت. این تجربه برای من بسیار ارزشمند و الهام بخش بود؛ چرا که نشان داد با رویکرد علمی، صبورانه و انسان محور، حتی مشکلات رفتاری پیچیده نیز قابل اصلاح هستند. در این اقدام پژوهی، سعی کرده ام با اتکا به داده های میدانی، تحلیل کیفی و کمی، و طراحی دقیق مراحل مداخله، به راه حل هایی عملی برای بهبود وضعیت روانی، رفتاری و تحصیلی این دانش آموز دست یابم و الگویی قابل تعمیم برای سایر معلمان در مواجهه با دانش آموزان دارای مشکلات مشابه ارائه دهم.

نویسندگان