تاثیر سواد رسانه ای معلمان بر ارتقای تفکر انتقادی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 192

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_2241

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1404

چکیده مقاله:

هدف اصلی این مقاله، تبیین و تحلیل چگونگی تاثیرگذاری سطح سواد رسانه ای (Media Literacy) معلمان بر تقویت و نهادینه سازی مهارت های تفکر انتقادی (Critical Thinking) دانش آموزان در مقاطع آموزشی مختلف است. در عصر حاضر که محیط های ارتباطی مملو از جریان های اطلاعاتی پیچیده، اخبار جعلی، سوگیری های الگوریتمی و محتوای مغرضانه است، توانایی تمایز بین اطلاعات معتبر و غیرمعتبر، یک ضرورت حیاتی برای شهروندی فعال و تصمیم گیری آگاهانه محسوب می شود. از این رو، نظام آموزشی نمی تواند نسبت به تجهیز معلمان به ابزارهای نقد رسانه ای بی تفاوت باشد.روش پژوهش در این مقاله، از نوع مروری تحلیلی و تبیینی است؛ به این معنا که با اتکا به مبانی نظری حوزه های ارتباطات، روانشناسی تربیتی و برنامه ریزی درسی، یک چارچوب نظری جامع برای این رابطه تدوین شده و از طریق مرور پیشینه پژوهشی معتبر داخلی و خارجی، این فرضیه محوری تقویت می شود: سواد رسانه ای معلم یک متغیر واسطه ای و تسهیل کننده برای انتقال تفکر انتقادی به دانش آموز است.یافته های کلیدی تحلیل نشان می دهد که تاثیر سواد رسانه ای معلم از طریق دو سازوکار اصلی اعمال می شود: اول، تغییر در مدل سازی رفتاری؛ معلمی که خود به طور انتقادی به منابع رسانه ای نگاه می کند، این رفتار شناختی را در کلاس درس "مدل" می کند. دوم، تغییر در روش های تدریس؛ معلمان با سواد رسانه ای بالا، تدریس خود را از حالت انتقال محور به حالت پرسشگری-محور (Inquiry-Based) تغییر می دهند. آن ها به جای پاسخ های قطعی، پرسش هایی کلیدی (نظیر: چه کسی این پیام را ساخته؟ چرا؟ چه دیدگاهی حذف شده است؟) را در مورد محتوای رسانه ای طرح می کنند و دانش آموز را وادار به فرآیند تحلیل، ارزیابی شواهد و استنتاج منطقی می کنند که دقیقا هسته تفکر انتقادی است. این روش، تفکر انتقادی را از یک مهارت انتزاعی به یک ابزار کاربردی برای درک زندگی روزمره تبدیل می کند.با توجه به چالش های موجود در نظام آموزشی ایران، نظیر انعطاف ناپذیری برنامه درسی، کمبود آموزش های ضمن خدمت تخصصی و فشار آزمون های استاندارد، نتیجه گیری مقاله بر لزوم اقدام سیاستی فوری تاکید دارد. پیشنهاد می شود که سواد رسانه ای به طور محوری در برنامه های تربیت معلم ادغام شده و مشوق های حرفه ای برای معلمانی که از رویکردهای نقد رسانه ای در دروس خود استفاده می کنند، در نظر گرفته شود تا تفکر انتقادی از هدف صرف به واقعیت آموزشی تبدیل شود.

نویسندگان

راضیه فرقانی

کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی شهید چمران اهواز

حکیم جادری

کارشناسی حسابداری دانشگاه پیام نور سوسنگرد

خدیجه حزباوی

کارشناسی آموزش پیش دبستانی دانشگاه علمی کاربردی بهزیستی اهواز

جلیل حیدری

کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی دانشگاه آزاد شادگان