بررسی اصلاح روش های الگوی تدریس در آموزش ابتدایی و تحول در محیط یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 678
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFETTRR01_916
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1404
چکیده مقاله:
نظام آموزش ابتدایی به عنوان نخستین و مهم ترین بستر شکل گیری شخصیت علمی، اجتماعی و عاطفی دانش آموزان، نقش تعیین کننده ای در کیفیت یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان دارد. در این مقطع، نه تنها مهارت های پایه ای همچون خواندن، نوشتن و حساب کردن آموزش داده می شود، بلکه نگرش ها، عادات و مهارت های اجتماعی و تفکر خلاق نیز شکل می گیرد. بنابراین، انتخاب و به کارگیری روش های تدریس موثر، نه یک انتخاب اختیاری، بلکه یک ضرورت آموزشی و تربیتی است. با این حال، تجربه های آموزشی سال های اخیر نشان می دهد که استفاده مکرر از شیوه های سنتی و یک جانبه، که معلم نقش فعال و دانش آموز نقش منفعل دارد، پاسخگوی نیازهای متنوع نسل امروز نیست و نمی تواند انگیزه، مشارکت و خلاقیت را در دانش آموزان به اندازه کافی برانگیزد. تحولات سریع علمی، پیشرفت فناوری های آموزشی و تغییرات بنیادین در سبک زندگی، موجب شده است که انتظارات از نظام آموزش ابتدایی فراتر از انتقال صرف دانش باشد. امروزه مدارس باید محیطی یادگیرنده، پویا و الهام بخش ایجاد کنند که در آن دانش آموزان نه تنها اطلاعات را دریافت کنند، بلکه بیاموزند چگونه بیندیشند، تحلیل کنند، مسئله حل کنند و آموخته های خود را در موقعیت های واقعی به کار گیرند. این مهم تنها در صورتی تحقق می یابد که روش های تدریس معلمان به روز، انعطاف پذیر، فعال و متناسب با نیازها و ویژگی های دانش آموزان باشد. در واقع، اصلاح و بازنگری الگوهای تدریس، پلی است میان آموزش سنتی و آموزش نوین که می تواند محیط یادگیری را از یک فضای خشک و محدود به محیطی شاد، خلاق، مشارکتی و یادگیرنده محور تبدیل کند.در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی اصلاح روش های الگوی تدریس در آموزش ابتدایی و تحول در محیط یادگیری پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که الگوهای تدریس نوین، همچون یادگیری مشارکتی، آموزش مبتنی بر پروژه، یادگیری اکتشافی، رویکرد تلفیقی و استفاده از فناوری های نوین آموزشی، می توانند موجب افزایش انگیزه درونی، تقویت مهارت های تفکر انتقادی، ارتقای مسئولیت پذیری و رشد خودباوری در دانش آموزان شوند. از سوی دیگر، توجه به تنوع سبک های یادگیری و تفاوت های فردی، به ویژه در آموزش ابتدایی که دانش آموزان در مرحله حساسی از رشد شناختی و اجتماعی قرار دارند، ضرورت بیشتری پیدا می کند. تحول در محیط یادگیری نیز ارتباط مستقیمی با اصلاح روش های تدریس دارد. اگر کلاس درس همچنان بر اساس چیدمان سنتی، تعامل یک طرفه و ارزیابی صرفا نمره محور اداره شود، حتی پیشرفته ترین محتوای آموزشی نیز اثرگذاری مطلوبی نخواهد داشت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلا عارف
آموزگار مقطع ابتدایی ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان های تهران منطقه بهارستان ۲