تحلیل رابطه جبر و اختیار در ساختار تقدیر گرایانه اندیشه مولانا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFETTRR01_568
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1404
چکیده مقاله:
مسئله جبر و اختیار از مهم ترین مباحث در اندیشه اسلامی است که همواره محل اختلاف مکاتب کلامی بوده است. مولوی با نگاهی عرفانی و شاعرانه، از چارچوب های خشک کلامی عبور کرده و به فهمی متعادل و انسان محور از این مسئله دست یافته است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع عرفانی و ادبی، دیدگاه مولوی را درباره جبر و اختیار بررسی می کند. از نظر مولوی، جبر در مقام فنا و معیت با حق معنا می شود؛ جایی که سالک اراده خود را در اراده الهی فانی می سازد. این جبر، جبر ممدوح و قدسی است که انسان را به قرب الهی می رساند، نه جبر مذموم که توجیه گر گناه و غفلت است. در مقابل، اختیار نیز نشانه عظمت انسان و قدرت انتخاب او در مسیر هدایت یا ضلالت است. مولوی با استناد به آیات قرآن، نشان می دهد که فعل انسان در عین وابستگی به اراده الهی، مسئولانه و معنادار است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولوی با پرهیز از تعصب فرقه ای، راهی میان جبر و اختیار می گشاید که در آن، انسان آگاه می تواند بسته به ظرفیت وجودی خود، هر دو را به کار گیرد و به حقیقت برسد. این دیدگاه، نه تنها در مثنوی معنوی، بلکه در سراسر اندیشه او جاری است و می تواند در بازخوانی مسئله جبر و اختیار در جهان امروز نیز الهام بخش باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیدا بوچانی
نویسنده اول