روایت پژوهی: نگاه دقیق، نجات کوچک

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP11_4183

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1404

چکیده مقاله:

صبح یکی از روزهای سرد زمستانی بود، معلم کلاس پنجم ابتدایی، همان صبحی که نفس بخار کلاس می شود و صدای توق بخاری نفتی در گوشه ای اتاق سکوت را می شکند، من، معلم کلاس پنجم ابتدایی همیشگی با لبخند وارد کلاس شدم، اما در آن روز چیزی در فضا فرق داشت (کد:) فضای کلاس در هوای زمستانی(کد: ۱) یکی از معلمانی، سری که همیشه دقیق و باهوش بود، نگاهش به زمین دوخته شده و دیگر آن درخشش همیشگی در چشمانش دیده نمی شد (کد: ۲ - تغییر رفتار امیرعلی)، در رنگ چهره، دقیق و باهوش بود که دست متوجه شدم که دست امیرعلی کمی کبود است و با عجله آستینش را پایین کشید و پنهان کند، و همین رفتار متراکم کرد (کد: ۳ - نشانه های جسمی و رفتاری)، بعد از کلاس او را نگه داشتم و با لحظه آرام و مهربان از او پرسیدم که اتفاقی افتاده، سکوت کافی بود تا متوجه شوم آنچه با آن رو به رو هستم فرار از ترس، گفت: «خانم وقتی چیزی خراب میشه... بعضی وقتا منو...» و همچند کلمه ۴ - گفتگوی خصوصی) بدون قضاوت با همدلی عاطفی همراه شد (کد: ۴ - گفتگوی خصوصی)، دستم را در دستش گرفتم و گفتم: «من کار تو هستم» حمایت عاطفی و همدلی (کد: ۵)، روز همان روز با مشاور مدرسه موضوع را در میان گذاشتم و با هماهنگی مدیر، مراحل قانونی و حمایتی را برای همه بچه ها پیگیری کردم (کد: ۶ - اطلاع رسانی و اقدام رسمی)، اما من به این بسنده نکردم، بلکه تصمیم گرفتم فضای کلاس را نیز برای فضای گفتگوی آزاد در کلاس (کد: ۷)، استرس دیگران را کم کنم و نگاهش کمی نرم تر شد از آن روز به بعد، سعی می کردم حتی روحیات و توجه و پیگیری مستمر (کد: ۸) را به کوچک ترین موفقیت هایش، تشویق و استقبال کنم و کم کم تغییرات مثبت در رفتار و روحیه اش را ببینم بازگشت (کد: ۹)، روزی که داوطلب شد یک سوال سخت در کلاس پاسخ دهد و با اعتماد به نفس بیشتری پاسخ دهد همراهی خانواده (کد: ۱۰)، این تجربه برای من یک یادآوری بزرگ بود که وظیفه ما معلمان فقط آموزش ریاضی و فارسی نیست، بلکه گاهی است که صدای فریادهایشان در سکوت پنهان مانده است (کد: ۱۱ - درک نقش گستره کودکی)، از آن روز من به کلاس می شوم، با خودم می گویم، شاید پشت هر نگاه خاموش امیرعلی دیگر پنهان شده باشد (کد: ۱۲ - آگاهی و تعهد معلمی)

نویسندگان

سیاوش یدالهی

کارشناسی ارشد(رشته)خرامه