از نظریه پایان تاریخ فوکومایا تا پیدایش نارویداد بودریار
محل انتشار: فصلنامه سیاست خارجی، دوره: 34، شماره: 1
سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 125
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_FPIP-34-1_006
تاریخ نمایه سازی: 20 مهر 1404
چکیده مقاله:
مقاله حاضر با رویکردی انتقادی به واکاوی و مقایسه دو الگوی تاثیرگذار از مفهوم پایان یعنی نظریه پایان تاریخ ارائه شده توسط فرانسیس فوکویاما و نظریه پایان در پیدایش نارویداد ارائه شده توسط ژان بودریار میپردازد. از دیدگاه فوکویاما، تاریخ در نظامی بازار محور برخاسته از آرمانهای رژیم لیبرال دموکرات موجود در ایالت متحده آمریکا به هدف نهایی خود یعنی ایجاد آزادی عالمگیر رسیده است. فوکویاما نظریه پایان تاریخ خود را بر پایهپیشرفت و توسعه علوم مدرن و فنآوریهای نوین به همراه خوانشی نه چندان صحیح از نظریه «تکاپو برای واشناسی» هگل بنا مینماید. از سوئی دیگر، برخلاف فرانسیس فوکویاما که علوم و فن آوری های نوین را عامل همگنسازی جوامع بشری و ساخت آرمانشهر در سایه نظام لیبرال دموکراسی میداند، ژان بودریار مدعی است که رویدادها به دلیل سرعت حاصل از علوم و فنآوریهای مدرن اهمیت خود را از دست دادهاند و رقابت برای انتقال و تفسیر رویداد بسیار مهمتر از خود رویداد است. همچنین، بودریار پیدایش نارویداد را ازجمله مهمترین اهداف نظام نوین جهانی تحت آمریکا میداند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
Amir Riahi Nouri
استاد مدعو دانشکده زبان ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران -پژوهشگر مستقل
Ali Salami
استادیار دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه تهران(نویسنده مسئول)