تحلیل رابطه بین خودکارآمدی معلمان و توانایی آنان در پرورش خلاقیت دانش آموزی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 76

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_2954

تاریخ نمایه سازی: 20 مهر 1404

چکیده مقاله:

هدف این مقاله، تحلیل و تبیین عمیق رابطه متقابل و تاثیرگذار بین خودکارآمدی معلمان (Teacher Self-Efficacy) و توانایی آنان در پرورش خلاقیت دانش آموزی است. خودکارآمدی معلم به باورهای وی در مورد توانایی اش در سازماندهی و اجرای اقدامات لازم برای دستیابی موفقیت آمیز به نتایج آموزشی خاص اشاره دارد (باندورا، ۱۹۹۷). این پژوهش فراتر از تبیین مفاهیم، به بررسی این فرضیه می پردازد که معلمان با سطوح بالاتر خودکارآمدی، تمایل بیشتری به پذیرش ریسک های آموزشی، استفاده از روش های تدریس نوآورانه، ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و چالش برانگیز، و در نتیجه، اثرگذاری موثرتر بر تفکر واگرا، تخیل و مهارت های حل مسئله خلاقانه در دانش آموزان دارند. در این راستا، مدل های نظری و یافته های تجربی متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند که نشان می دهند احساس شایستگی و کنترل معلم (عنصر اصلی خودکارآمدی) به طور مثبت با انعطاف پذیری روش تدریس، اشتیاق به موضوعات درسی، مدیریت کلاس درس با رویکرد تشویق اکتشاف و بازخورد سازنده خلاقیت محور همبستگی دارد. از سوی دیگر، کمبود خودکارآمدی می تواند منجر به استفاده مکرر از روش های سنتی، تمرکز بر حفظیات، ترس از ناتوانی در مدیریت انحراف از برنامه درسی، و در نهایت، سرکوب یا عدم ترویج مهارت های خلاقیت شود. این مقاله با استفاده از چارچوب نظری شناختی-اجتماعی، مدلی مفهومی ارائه می دهد که چگونگی تبدیل باورهای شایستگی معلم به اقدامات تربیتی خلاقیت افزا را تشریح می کند. نتایج این تحلیل تاکید می کند که سرمایه گذاری بر افزایش خودکارآمدی معلمان (از طریق آموزش های تخصصی، بازخورد مدیریتی مثبت و حمایت حرفه ای) یک راهبرد حیاتی برای تقویت ظرفیت نوآوری و خلاقیت در نظام آموزشی است.

نویسندگان

مهناز پورعلی

لیسانس کامپیوتر

لیلا رنجبر

لیسانس زبان و ادبیات فارسی

سمیرا پوراحمد

لیسانس مترجمی زبان انگلیسی