ضعف جامعه ملل درایجاد جنگ جهانی دوم
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 249
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE01_4993
تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1404
چکیده مقاله:
جامعه ملل به عنوان نخستین تجربه رسمی نهادینه سازی همکاری های بین المللی پس از پایان جنگ جهانی نخست، با هدف جلوگیری از بروز مجدد منازعات جهانی و ایجاد نظامی پایدار مبتنی بر صلح و امنیت جمعی شکل گرفت. با این حال، ناکارآمدی ساختاری، ضعف تصمیم گیری، نبود اراده سیاسی مشترک میان اعضا و غلبه منافع ملی بر اصول جمعی موجب شد این سازمان در تحقق ماموریت اصلی خود ناکام بماند. پژوهش حاضر به تحلیل عمیق علل و ابعاد ضعف جامعه ملل و تاثیر آن بر روند شکل گیری جنگ جهانی دوم می پردازد.در این مقاله، جامعه ملل نه به عنوان نهادی صرفا ناکام بلکه به عنوان نمادی از تضاد میان آرمان های صلح طلبانه و واقعیت های قدرت محور روابط بین الملل مورد بررسی قرار می گیرد. ضعف در اجرای تصمیمات شورای جامعه ملل، ناتوانی در اعمال تحریم های موثر علیه کشورهای متجاوز، عدم حضور برخی قدرت های بزرگ مانند ایالات متحده، و خروج تدریجی اعضای کلیدی چون آلمان و ژاپن از ساختار آن، سبب شد این سازمان به تدریج اعتبار خود را از دست بدهد.تحلیل تاریخی نشان می دهد که جامعه ملل فاقد ابزارهای الزام آور برای تضمین صلح بود و مفهوم امنیت جمعی در آن بیشتر جنبه نظری داشت تا عملی. ناهماهنگی میان اعضا، رقابت های استعماری و عدم توازن قدرت در ساختار تصمیم گیری، موجب شد تا سیاست مماشات در برابر تجاوزات ایتالیا به اتیوپی و توسعه طلبی آلمان نازی در اروپا رواج یابد. این سیاست ها نه تنها مانع از گسترش بحران نشد بلکه به نوعی زمینه ساز شکل گیری جنگی فراگیر گردید.از سوی دیگر، فقدان سازوکار نظارتی کارآمد و نبود وحدت در واکنش ها، چهره جامعه ملل را از یک نهاد بین المللی فعال به مجمعی بی اثر و منفعل تبدیل کرد. مطالعه تطبیقی میان عملکرد جامعه ملل و سازمان ملل متحد نشان می دهد که تجربه شکست جامعه ملل در طراحی ساختار سازمان ملل مورد توجه قرار گرفت، اما هنوز ردپای همان چالش ها در عرصه روابط بین الملل معاصر باقی است.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که جامعه ملل محصول دورانی بود که جهان هنوز آمادگی عبور از سیاست قدرت به سوی همکاری جمعی را نداشت. فقدان اجماع جهانی، ضعف در ضمانت اجرای مصوبات و وابستگی شدید به اراده چند کشور خاص، موجب شد این نهاد در برابر بحران های بین المللی ناتوان بماند. در نتیجه، نه تنها نتوانست از وقوع جنگ جهانی دوم جلوگیری کند بلکه با عملکرد ضعیف خود به بی اعتمادی جهانی نسبت به امکان صلح پایدار دامن زد.بررسی منابع تاریخی و اسناد دیپلماتیک نشان می دهد که ریشه های ناکامی جامعه ملل را باید در ساختار نامتوازن آن، درک نادرست از واقعیت های سیاسی زمانه، و عدم انطباق آرمان های آن با منطق قدرت جست وجو کرد. جامعه ملل نتوانست میان اخلاق و سیاست توازن برقرار کند و این ناتوانی در نهایت موجب شد تا جهان بار دیگر درگیر فاجعه ای بزرگ تر گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رویا غلامی
دانش آموخته ی کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد. محلات