عدالت و نظم اجتماعی در دو افق: تطبیق نظریه جان رالز و علامه طباطبایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 169

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMBA04_0722

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1404

چکیده مقاله:

این مقاله با هدف تحلیل تطبیقی مفهوم عدالت و نظم اجتماعی در اندیشه جان رالز و علامه محمدحسین طباطبایی نگارش شده است. عدالت به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم فلسفه اخلاق و سیاست در دو سنت فکری غربی و اسلامی معانی و کارکردهای متفاوتی یافته است. در نظریه جان رالز، عدالت محصول قرارداد اجتماعی و نتیجه توافق عقلانی انسان های آزاد و برابر است. رالز بر مبنای نظریه انصاف، عدالت را اصولی معرفی می کند که در شرایط فرضی «موقعیت» نخستین و تحت پوشش پرده جهل توسط افراد عقلانی برگزیده می شود. در این چارچوب، عدالت معیار مشروعیت نظم دموکراتیک و تضمین کننده آزادی ها و برابری اجتماعی است. در مقابل، علامه طباطبایی با تکیه بر حکمت متعالیه و فلسفه اسلامی، عدالت را حقیقتی تکوینی و تشریعی میداند که در نظام هستی و شریعت الهی ریشه دارد. در دیدگاه او، عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خود است و نظم اجتماعی تنها در صورتی مشروع است که بر مبنای عقل فطری و وحی الهی سامان یابد. این مقاله با رویکرد تطبیقی اختلافهای بنیادین این دو دیدگاه را در چهار محور هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و کارکرد اجتماعی بررسی می کند و نشان می دهد که فهم سنت فکری به جهان بینی، مبانی فلسفی و نگرش به انسان و جامعه وابسته است.

نویسندگان

محمد قنبرنیا سوته

دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل، ایران