شکاف دیجیتال و نقش آموزگار در کاهش نابرابری آموزشی در عصر فناوری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 132
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_1740
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1404
چکیده مقاله:
در عصر شتاب گرفته تحولات فناورانه، مفهوم «شکاف دیجیتال» به عنوان یکی از مهم ترین چالش های نظام های آموزشی جهان، به شکاف میان افرادی که به فناوری های نوین و زیرساخت های دیجیتال دسترسی موثر دارند و افرادی که از این دسترسی محروم اند، اشاره دارد. این شکاف نه تنها به بعد فنی و دسترسی به ابزارها محدود نمی شود، بلکه ابعاد عمیق تری همچون توانایی بهره برداری، سواد دیجیتال، مهارت های شناختی و ظرفیت مشارکت فعال در فضای یادگیری مبتنی بر فناوری را نیز دربر می گیرد. در چنین بستری، نقش آموزگار به عنوان عامل کلیدی و واسط معرفت، از اهمیت مضاعفی برخوردار می شود. آموزگار نه فقط در مقام انتقال دهنده دانش، بلکه به عنوان تسهیل گر فرایند یادگیری، مربی سواد دیجیتال، و عامل برانگیختن انگیزه و خودکارآمدی دانش آموزان ایفای نقش می کند. وی می تواند با طراحی فعالیت های آموزشی فراگیر و خلاقانه، انتخاب محتوای دیجیتال متناسب با نیازهای یادگیرندگان، و تربیت مهارت های جست وجو و ارزیابی انتقادی اطلاعات، در پیشگیری از تشدید نابرابری های آموزشی ناشی از شکاف دیجیتال موثر باشد. افزون بر این، آموزگار با شناخت دقیق تفاوت های فردی و زمینه های اجتماعی–اقتصادی دانش آموزان، قادر است از ظرفیت فناوری به مثابه ابزاری توان بخش استفاده کند؛ به گونه ای که اجتماعات دورافتاده یا محروم نیز بتوانند از فرصت های یادگیری نوین بهره مند شوند. این امر مستلزم آن است که سیاست گذاری آموزشی، توسعه حرفه ای مستمر معلمان در حوزه سواد دیجیتال، و پشتیبانی زیرساختی و محتوایی را به عنوان پیش شرط های بنیادی کاهش شکاف دیجیتال در نظر گیرد. با این نگاه، آموزگار در خط مقدم ایجاد عدالت آموزشی در عصر فناوری قرار دارد و اقدامات هوشمندانه و فناورانه او می تواند شکاف میان برخورداران و نابرخورداران را کاهش دهد. بنابراین، مطالعه نقش معلمان در این فرآیند نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی استراتژیک برای تضمین برابری فرصت های آموزشی در محیط های یادگیری دیجیتال و ترکیبی به شمار می آید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان