رابطه بین روش های تشویق آموزگار و رشد انگیزش درونی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 124
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPESCONF25_256
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1404
چکیده مقاله:
در فرآیند یاددهی–یادگیری، تشویق به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای رفتاری آموزگاران شناخته می شود که می تواند نقش مهمی در شکل گیری انگیزش درونی دانش آموزان ایفا کند. انگیزش درونی، حالتی روان شناختی است که فرد را به انجام فعالیت هایی صرفا به دلیل لذت، علاقه و رضایت درونی سوق می دهد. در نظام آموزشی، ایجاد و حفظ این نوع انگیزش در بین دانش آموزان یکی از چالش های اصلی معلمان و سیاست گذاران آموزشی است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین روش های تشویق آموزگاران و رشد انگیزش درونی دانش آموزان در دوره ابتدایی است. روش های تشویق می توانند شامل تشویق های کلامی، غیرکلامی، نمادی، پاداش های رفتاری، فرصت های مشارکت، ارتقاء مسئولیت پذیری، استفاده از بازخورد مثبت، و اعتمادسازی باشند. هر یک از این روش ها می تواند با تقویت احساس ارزشمندی، خودکارآمدی و استقلال، به تقویت انگیزش درونی در دانش آموزان کمک کند. از سوی دیگر، روش های ناصحیح یا افراطی در تشویق ممکن است به کاهش انگیزش درونی و جایگزینی آن با انگیزش بیرونی منجر شوند که به مرور موجب افت کیفیت یادگیری خواهد شد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-همبستگی، روی جامعه ای از دانش آموزان پایه های چهارم تا ششم ابتدایی در شهرستان لالی انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای شامل دو بخش بود: بخش اول مربوط به سنجش میزان استفاده از روش های تشویق توسط معلمان، و بخش دوم پرسشنامه استاندارد انگیزش درونی (IMI) بود. حجم نمونه ۲۰۰ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین استفاده از روش های تشویق آموزگار و میزان انگیزش درونی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در این میان، تشویق های کلامی و بازخوردهای غیرتهدیدکننده بیشترین تاثیر را در رشد انگیزش درونی داشته اند. همچنین مشخص شد که دانش آموزانی که معلمان آن ها از روش های متنوع و هدفمند تشویق استفاده می کردند، احساس بیشتری از لذت در یادگیری، علاقه درونی به فعالیت های درسی، و احساس مالکیت نسبت به فرایند یادگیری داشتند. از دیگر یافته های مهم پژوهش می توان به تفاوت تاثیر روش های تشویق بر اساس جنسیت دانش آموزان و سابقه خدمت معلمان اشاره کرد. همچنین مشخص شد که استفاده نامناسب از تشویق، مانند پاداش های مکرر و افراطی، ممکن است اثر معکوسی بر انگیزش درونی داشته باشد و آن را به انگیزش بیرونی تبدیل کند. در جمع بندی، این پژوهش نشان می دهد که تشویق هدفمند و سنجیده می تواند یکی از کلیدی ترین ابزارهای تربیتی و آموزشی برای پرورش انگیزه های درونی دانش آموزان باشد. توصیه می شود دوره های آموزشی برای معلمان در زمینه استفاده بهینه از روش های تشویق برگزار گردد و سیاست گذاران نظام آموزشی از این یافته ها برای تدوین دستورالعمل های اجرایی در راستای بهبود کیفیت آموزش استفاده کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین هزاریان
کارشناس مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور واحد لالی