بررسی حق العمل کاری و جایگاه واسطه های خدمات تجاری
محل انتشار: فصلنامه حقوقی قانون یار، دوره: 9، شماره: 34
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 242
فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_GHANON-9-34_001
تاریخ نمایه سازی: 7 مهر 1404
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، ابهام در تعریف ماهیت واسطه های خدمات تجاری به ویژه با توسعه مبادلات و پیچیدگی روابط تجاری، زمینه ای برای بحث و اختلاف نظر در ادبیات حقوقی فراهم آورده است. واسطه های تجاری، نقش تعیین کننده ای در تسهیل و تسریع معاملات ایفا می کنند و، با توجه به شباهت های مفهومی و کارکردی میان دلالی و حق العمل کاری، مرز دقیق میان این نهادها همواره مورد پرسش و چالش قرار گرفته است. عرف حقوقی، هر دو نهاد را ذیل واسطه های خدماتی تجاری می داند و نهاد دلالی را، به ویژه در پرتو افزایش حجم معاملات و توسعه بازارها، واجد جایگاه مهمی می شمارد. با وجود اهمیت عملی، در فقه امامیه، دلالی عنوان یک عقد مستقل نیافته و بیشتر در قالب عقود اجاره، جعاله، وکالت و حتی بیع مورد بررسی قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز هرچند مقرراتی مستقل، از جمله در قانون تجارت و درباره مصادیق مانند کارگزاری بورس، بیمه، املاک و اتومبیل وضع شده، اما در مقام تحلیل ماهوی، دلالی نوعی وکالت مقید به تحقق نتیجه قلمداد می گردد و استقلال کامل از نهاد وکالت ندارد، بلکه عمدتا مبتنی بر التزام به نتیجه و ساختار نمایندگی حقوقی بوده و از حیث عناصر و آثار، به شدت متاثر از سایر عقود واسطه گری است. افزون بر این، حق العمل کاری، با وجود تشابهات فراوان با مفهوم نمایندگی و عقد وکالت، از سوی بیشتر حقوقدانان به عنوان یکی از انواع مهم واسطه های تجاری تلقی شده و غالبا در زمره عقود نیابتی معوض طبقه بندی می شود، هر چند برخی وجوه افتراق بنیادین، آن را از نمایندگی مطلق متمایز می سازد.در بستر تاریخی توسعه تجارت و در پاسخ به ضرورت های ناشی از گسترش شهرنشینی و پیچیدگی مناسبات اقتصادی، بازرگانان ناگزیر به استمداد از خدمات اشخاص ثالث در قالب نهادهای واسطه گری شدند و بدین ترتیب، واسطه های تجاری چون دلال و حق العمل کار به صورت نهادی مستقل در حقوق ایران مورد شناسایی قرار گرفتند. قراردادهای واسطه گری تجاری مانند دلالی و حق العمل کاری، اگرچه در ایفای نقش واسطه مشابهت دارند، اما در مبانی حقوقی و آثار بلافصل خود تفاوت های قابل توجهی دارند؛ دلالی که مبتنی بر وساطت میان متعاملین است، از پیشینه ای کوتاه تر برخوردار بوده و قواعد آن پیش تر از طریق عقود بیع، اجاره، جعاله و وکالت پوشش داده می شد، تا اینکه مقررات خاص آن در قانون تجارت تصریح شد. با این حال، مقررات وضع شده کافی نبوده و هنوز بخش عمده ای از روابط دلال با طرفین معامله، مستلزم تفسیر و تطبیق با سایر نهادهای مزبور است. در سوی مقابل، حق العمل کاری مبتنی بر انجام معامله به نام خود و به حساب آمر، واجد خصیصه هایی است که آن را نزدیک به عقود معوض و نیابتی ساخته و امکان طبقه بندی آن را ذیل عقد وکالت یا نمایندگی، اما با وجوه خاص و استثنایی، فراهم می نماید. در این پژوهش، تلاش خواهد شد تا با رویکرد تحلیلی توصیفی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، ضمن بررسی مبانی حقوقی و فقهی بحق العمل کاری و دلالی، شرایط، آثار، اجرت و مدت قرارداد، و نکات انقضای این نوع روابط تجاری با دقت تبیین گردد.در عصر حاضر، ابهام در تعریف ماهیت واسطه های خدمات تجاری به ویژه با توسعه مبادلات و پیچیدگی روابط تجاری، زمینه ای برای بحث و اختلاف نظر در ادبیات حقوقی فراهم آورده است. واسطه های تجاری، نقش تعیین کننده ای در تسهیل و تسریع معاملات ایفا می کنند و، با توجه به شباهت های مفهومی و کارکردی میان دلالی و حق العمل کاری، مرز دقیق میان این نهادها همواره مورد پرسش و چالش قرار گرفته است. عرف حقوقی، هر دو نهاد را ذیل واسطه های خدماتی تجاری می داند و نهاد دلالی را، به ویژه در پرتو افزایش حجم معاملات و توسعه بازارها، واجد جایگاه مهمی می شمارد. با وجود اهمیت عملی، در فقه امامیه، دلالی عنوان یک عقد مستقل نیافته و بیشتر در قالب عقود اجاره، جعاله، وکالت و حتی بیع مورد بررسی قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز هرچند مقرراتی مستقل، از جمله در قانون تجارت و درباره مصادیق مانند کارگزاری بورس، بیمه، املاک و اتومبیل وضع شده، اما در مقام تحلیل ماهوی، دلالی نوعی وکالت مقید به تحقق نتیجه قلمداد می گردد و استقلال کامل از نهاد وکالت ندارد، بلکه عمدتا مبتنی بر التزام به نتیجه و ساختار نمایندگی حقوقی بوده و از حیث عناصر و آثار، به شدت متاثر از سایر عقود واسطه گری است. افزون بر این، حق العمل کاری، با وجود تشابهات فراوان با مفهوم نمایندگی و عقد وکالت، از سوی بیشتر حقوقدانان به عنوان یکی از انواع مهم واسطه های تجاری تلقی شده و غالبا در زمره عقود نیابتی معوض طبقه بندی می شود، هر چند برخی وجوه افتراق بنیادین، آن را از نمایندگی مطلق متمایز می سازد.در بستر تاریخی توسعه تجارت و در پاسخ به ضرورت های ناشی از گسترش شهرنشینی و پیچیدگی مناسبات اقتصادی، بازرگانان ناگزیر به استمداد از خدمات اشخاص ثالث در قالب نهادهای واسطه گری شدند و بدین ترتیب، واسطه های تجاری چون دلال و حق العمل کار به صورت نهادی مستقل در حقوق ایران مورد شناسایی قرار گرفتند. قراردادهای واسطه گری تجاری مانند دلالی و حق العمل کاری، اگرچه در ایفای نقش واسطه مشابهت دارند، اما در مبانی حقوقی و آثار بلافصل خود تفاوت های قابل توجهی دارند؛ دلالی که مبتنی بر وساطت میان متعاملین است، از پیشینه ای کوتاه تر برخوردار بوده و قواعد آن پیش تر از طریق عقود بیع، اجاره، جعاله و وکالت پوشش داده می شد، تا اینکه مقررات خاص آن در قانون تجارت تصریح شد. با این حال، مقررات وضع شده کافی نبوده و هنوز بخش عمده ای از روابط دلال با طرفین معامله، مستلزم تفسیر و تطبیق با سایر نهادهای مزبور است. در سوی مقابل، حق العمل کاری مبتنی بر انجام معامله به نام خود و به حساب آمر، واجد خصیصه هایی است که آن را نزدیک به عقود معوض و نیابتی ساخته و امکان طبقه بندی آن را ذیل عقد وکالت یا نمایندگی، اما با وجوه خاص و استثنایی، فراهم می نماید. در این پژوهش، تلاش خواهد شد تا با رویکرد تحلیلی توصیفی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، ضمن بررسی مبانی حقوقی و فقهی بحق العمل کاری و دلالی، شرایط، آثار، اجرت و مدت قرارداد، و نکات انقضای این نوع روابط تجاری با دقت تبیین گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا عباسی
محقق و پژوهشگر