تاثیر هنر (نقاشی و کاردستی)بر رشد هیجانی و اجتماعی دانش آموزان ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_1986
تاریخ نمایه سازی: 7 مهر 1404
چکیده مقاله:
این مقاله با هدف بررسی عمیق و همه جانبه تاثیر فعالیت های هنری، به ویژه نقاشی و کاردستی، بر ابعاد رشد هیجانی و اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی نگاشته شده است. دوره ابتدایی که از آن با عنوان «دوره طلایی» رشد یاد می شود، حیاتی ترین مقطع برای شکل گیری بنیان های شخصیتی، مدیریت هیجانات، و کسب مهارت های ضروری زندگی اجتماعی است. در این میان، غالبا سیستم های آموزشی بر ابعاد شناختی و تحصیلی تمرکز کرده و از نقش ابزارهای غیرکلامی و خلاق در پرورش ابعاد عاطفی و تعاملی غفلت می ورزند. پژوهش حاضر تلاش می کند تا با استناد به مبانی نظری روان شناسی رشد (نظریه های پیاژه و ویگوتسکی)، روان شناسی هنر و هنر درمانی، خلا موجود در مستندسازی علمی این تاثیرات را پر سازد.روش پژوهش در این مقاله، توصیفی-تحلیلی و مروری بوده و با جمع آوری، طبقه بندی و تحلیل نتایج پژوهش های معتبر انجام شده در این حوزه، به تشریح مکانیسم های تاثیرگذاری هنر پرداخته است. یافته ها به طور مشخص نشان می دهند که هنر تنها یک درس سرگرمی یا پرکننده اوقات فراغت نیست، بلکه یک ابزار تربیتی نیرومند است که به طور مستقیم بر کیفیت زندگی هیجانی و اجتماعی دانش آموزان تاثیر می گذارد.در بعد هیجانی، نقاشی و کاردستی محیطی امن و بدون قضاوت را برای بیانگری غیرکلامی هیجان ها فراهم می کنند. کودکانی که در بیان کلامی احساساتی چون اضطراب، خشم یا غم مشکل دارند، می توانند آن را در قالب رنگ ها، اشکال و بافت ها «بیرون ریزی» کنند. این فرایند خلاقانه به مدیریت بهتر هیجانات، افزایش خودآگاهی عاطفی و تقویت تاب آوری (از طریق تجربه خطا و تصحیح در ساخت یک کاردستی) منجر می شود. همچنین، تمرکز لازم برای خلق اثر، به عنوان یک مکانیسم مقابله ای مثبت در کاهش سطح استرس و تنش های روانی عمل می کند.در بعد اجتماعی، فعالیت های گروهی کاردستی نقش بسزایی در تقویت مهارت های تعاملی ایفا می کنند. این فعالیت ها دانش آموزان را به همکاری، تقسیم کار، مذاکره و حل مسئله اجتماعی در محیطی عملی و جذاب وادار می سازند. علاوه بر این، مشاهده و درک هنر دیگران، حس همدلی و احترام به تفاوت ها را در کودکان تقویت می کند. موفقیت در خلق یک اثر هنری و دریافت بازخورد مثبت از معلم و همسالان، مستقیما به افزایش اعتماد به نفس اجتماعی و حس شایستگی منجر شده و زمینه را برای مشارکت فعال تر کودک در جمع فراهم می آورد.نتیجه گیری کلی مقاله تاکید دارد که هنر یک ضرورت آموزشی است و نه یک حاشیه؛ بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه ریزان آموزشی و معلمان دوره ابتدایی، ساعات درسی هنر را افزایش داده و آن را به عنوان یک ابزار کلیدی در پرورش هوش هیجانی و مهارت های زندگی اجتماعی به کار گیرند. این رویکرد نه تنها منجر به رشد هنری، بلکه به پرورش شهروندانی خودآگاه، مسئولیت پذیر و سازگار می گردد.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی: هنر.نقاشی.کاردستی.رشد هیجانی.رشد اجتماعی.دانش آموزان ابتدایی.بیانگری عاطفی.
نویسندگان
فریده آقاجری
کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی بهبهان
فاطمه رفیعی طاقانکی
کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش پرورش دانشگاه تهران