تحلیل نقش دولت ها در بحران های اقلیمی و تاثیر آن بر حقوق بشر جهانی
محل انتشار: دوفصلنامه تحقیقات حقوق قضایی، دوره: 6، شماره: 11
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 181
فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JJLR-6-11_009
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1404
چکیده مقاله:
تغییرات اقلیمی دیگر تهدیدی دوردست محسوب نمی شود، بلکه به بحرانی جهانی و فوری تبدیل شده که پیامدهای عمیقی برای محیط زیست، اقتصادها و به ویژه حقوق بشر دارد (Boyd, ۲۰۱۴) . از بالا آمدن سطح دریاها گرفته تا وقوع پدیده های شدید جوی، این اختلالات اقلیمی به طور فزاینده ای حقوق اساسی بشر مانند حق زندگی، سلامت، مسکن و دسترسی به غذا و آب را تهدید می کنند (Shue, ۲۰۱۴) . در مرکز این چالش پیچیده، نقش محوری دولت ها قرار دارد—هم به عنوان عوامل موثر در تخریب محیط زیست و هم به عنوان بازیگران کلیدی با مسئولیت های حقوقی و سیاسی در مقابله با آن (Bodansky, ۲۰۱۰) . این مقاله به بررسی اقدامات و یا بی عملی دولت ها و تاثیر آن ها بر روند بحران اقلیمی و تحقق حقوق بشر جهانی می پردازد (Rajamani, ۲۰۱۲) . با استناد به چارچوب های حقوق بین الملل از جمله توافق پاریس، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی ، و اسناد حقوق بشری، این مطالعه به تلاقی تعهدات زیست محیطی دولت ها و الزامات آن ها در حمایت از حقوق بنیادی بشر می پردازد (UNFCCC, ۲۰۱۵) . تحلیل انتقادی رفتار دولت ها، نابرابری های ساختاری میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، و نیز کارآمدی سازوکارهای حقوقی بین المللی در پاسخگویی به عملکرد دولت ها را ارزیابی می کند (Sachs, ۲۰۱۵) . مطالعات موردی و مقایسه ای نشان می دهد که بی عملی اقلیمی و ضعف در اجرای سیاست ها، جمعیت های آسیب پذیر را به طور نامتناسبی متاثر کرده و شکاف های حقوق بشری جهانی را تشدید می کند (Biermann & Boas, ۲۰۰۸). تغییرات اقلیمی دیگر تهدیدی دوردست محسوب نمی شود، بلکه به بحرانی جهانی و فوری تبدیل شده که پیامدهای عمیقی برای محیط زیست، اقتصادها و به ویژه حقوق بشر دارد (Boyd, ۲۰۱۴) . از بالا آمدن سطح دریاها گرفته تا وقوع پدیده های شدید جوی، این اختلالات اقلیمی به طور فزاینده ای حقوق اساسی بشر مانند حق زندگی، سلامت، مسکن و دسترسی به غذا و آب را تهدید می کنند (Shue, ۲۰۱۴) . در مرکز این چالش پیچیده، نقش محوری دولت ها قرار دارد—هم به عنوان عوامل موثر در تخریب محیط زیست و هم به عنوان بازیگران کلیدی با مسئولیت های حقوقی و سیاسی در مقابله با آن (Bodansky, ۲۰۱۰) . این مقاله به بررسی اقدامات و یا بی عملی دولت ها و تاثیر آن ها بر روند بحران اقلیمی و تحقق حقوق بشر جهانی می پردازد (Rajamani, ۲۰۱۲) . با استناد به چارچوب های حقوق بین الملل از جمله توافق پاریس، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی ، و اسناد حقوق بشری، این مطالعه به تلاقی تعهدات زیست محیطی دولت ها و الزامات آن ها در حمایت از حقوق بنیادی بشر می پردازد (UNFCCC, ۲۰۱۵) . تحلیل انتقادی رفتار دولت ها، نابرابری های ساختاری میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، و نیز کارآمدی سازوکارهای حقوقی بین المللی در پاسخگویی به عملکرد دولت ها را ارزیابی می کند (Sachs, ۲۰۱۵) . مطالعات موردی و مقایسه ای نشان می دهد که بی عملی اقلیمی و ضعف در اجرای سیاست ها، جمعیت های آسیب پذیر را به طور نامتناسبی متاثر کرده و شکاف های حقوق بشری جهانی را تشدید می کند (Biermann & Boas, ۲۰۰۸).در نهایت، مقاله بر ضرورت یک رویکرد تلفیقی مبتنی بر حقوق تاکید دارد—رویکردی که مسئولیت پذیری بیشتری را طلب کرده، عدالت زیست محیطی را ترویج داده و پیوند میان اقدام اقلیمی و کرامت انسانی را تقویت می کند (Koh, ۲۰۱۱) . این مقاله با ارائه پیشنهادهای سیاستی، به دنبال تقویت مسئولیت دولت ها و ارتقای ظرفیت حفاظتی نظام حقوق بین الملل در برابر تهدیدهای رو به افزایش اقلیمی است (Human Rights Watch, ۲۰۲۰).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ابوذر گودرز قلعه نوئی
دانشجوی دکترای حقوق بین الملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
فرامرز امجدیان
استادیارحقوق بین الملل ،عضوهیئت علمی تمام وقت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه - نویسنده مسئول