الگوهای دلبستگی و پیامدهای آن برای انسجام و کارکرد خانواده
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 129
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_2703
تاریخ نمایه سازی: 5 مهر 1404
چکیده مقاله:
خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین بستر اجتماعی رشد انسان، نقشی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت، الگوهای رفتاری و سلامت روان اعضا دارد. یکی از مفاهیم کلیدی در درک پویایی های درون خانوادگی، نظریه دلبستگی است که توسط جان بالبی مطرح شد و بر اهمیت روابط اولیه والد کودک در رشد عاطفی و اجتماعی تاکید دارد. الگوهای دلبستگی، که در سه دسته اصلی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا (و در برخی تقسیم بندی ها دلبستگی آشفته) قرار می گیرند، چارچوبی برای فهم شیوه های تعامل افراد در روابط نزدیک و خانوادگی فراهم می آورند. تحقیقات نشان داده اند که سبک های دلبستگی نه تنها بر کیفیت رابطه والد فرزند، بلکه بر انسجام، کارکرد و انعطاف پذیری خانواده نیز اثرگذار هستند. خانواده هایی که اعضای آن ها دارای دلبستگی ایمن هستند، معمولا سطح بالاتری از صمیمیت، همبستگی و مهارت های حل تعارض را تجربه می کنند و در برابر فشارهای محیطی مقاوم ترند. در مقابل، الگوهای دلبستگی ناایمن اغلب منجر به کاهش اعتماد متقابل، افزایش تعارض، ناتوانی در تنظیم هیجان ها و آسیب پذیری بیشتر خانواده در برابر بحران ها می شوند.بررسی پیامدهای الگوهای دلبستگی در بافت خانواده نه تنها به درک عمیق تر فرآیندهای ارتباطی و هیجانی کمک می کند، بلکه می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی و مشاوره ای در راستای ارتقای سلامت روان خانواده ها باشد. این مقاله با مروری بر مبانی نظری و یافته های پژوهشی، نقش الگوهای دلبستگی را در انسجام و کارکرد خانواده تبیین می کند و پیامدهای عملی آن را برای روان درمانی خانوادگی و مشاوره روابط بین نسلی مورد بحث قرار می دهد.
نویسندگان
مقصود مسیب زاده
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی