فراترکیب تجارب زیسته بزرگسالان از پیامدهای سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری: واکاوی نقش هیجان های خودآگاه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 148
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-2-4_050
تاریخ نمایه سازی: 5 مهر 1404
چکیده مقاله:
هدف: پژوهش حاضر با هدف دستیابی به درکی عمیق و یکپارچه از تجارب زیسته بزرگسالان در زمینه پیامدهای روانشناختی ناشی از تعامل سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری والدین انجام شده است. این پژوهش به روش فراترکیب به دنبال شناسایی مضامین اصلی حاکم بر این تجارب، با تمرکز ویژه بر نقش هیجان های خودآگاه (شرم و گناه) است. این مطالعه از نوع کیفی و با روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو انجام شد. برای یافتن مطالعات مرتبط، پایگاه های اطلاعاتی داخلی (مانند SID, Magiran, Irandoc) و بین المللی (مانند Scopus, PubMed, Web of Science, Google Scholar) با استفاده از کلیدواژه های فارسی «تجربه زیسته»، «دلبستگی»، «فرزندپروری»، «شرم»، «گناه»، «پدیدارشناسی» و معادل های انگلیسی آن ها (Lived Experience, Attachment, Parenting Styles, Shame, Guilt, Phenomenology) در بازه زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ جستجو شدند. پس از ارزیابی کیفیت مقالات با پروتکل CASP، در نهایت ۱۸ مقاله کیفی که به بررسی تجارب افراد از این متغیرها پرداخته بودند، برای تحلیل نهایی انتخاب شدند.از تحلیل یافته های مقالات منتخب، ۳ مضمون فراگیر، ۸ مضمون سازمان دهنده و ۲۵ مضمون پایه استخراج گردید. مضامین فراگیر عبارت بودند از: ۱) «میراث دلبستگی: شکل گیری نقشه راه روابط» که نشان دهنده چگونگی تاثیر تجارب اولیه دلبستگی بر الگوهای ارتباطی بزرگسالی است؛ ۲) «طنین فرزندپروری: بازتاب قدرت و صمیمیت در ساختار خود» که به درونی سازی سبک های والدینی و تاثیر آن بر خودپنداره و کفایت فردی می پردازد؛ و ۳) «قضاوت درونی: شرم و گناه به مثابه میراث هیجانی» که نقش محوری این دو هیجان را در تفسیر تجارب گذشته و حال و تنظیم رفتار فرد آشکار می سازد.نتایج این فراترکیب نشان می دهد که تجارب بزرگسالی افراد صرفا محصول یک عامل واحد نیست، بلکه برآیندی پیچیده از نقشه راه روابط شکل گرفته در بستر دلبستگی و ساختار خود متاثر از شیوه های فرزندپروری است. در این میان، هیجان های شرم و گناه به عنوان مکانیزم های کلیدی عمل کرده و تجارب منفی اولیه را تداوم بخشیده یا به عنوان نیرویی برای بازسازی و رشد عمل می کنند. این یافته ها تلویحات مهمی برای مداخلات بالینی و روان درمانی با تمرکز بر بازسازی الگوهای دلبستگی و مدیریت هیجان های خودآگاه در بزرگسالان دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه سادات طباطبایی
کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه آزاد سپیدان