دو زبان و دو جهان: فهم پدیده ی تنش زبانی از منظر کودکان با گویش مینابی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 208

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IRCEMET05_1047

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش کیفی با هدف بررسی عمیق چالش های دانش آموزان دوزبانه گویشور مینابی در تعامل با زبان فارسی در محیط آموزشی شهرستان میناب انجام شد. مسئله اصلی، تنش بین زبان مادری (مینابی) به عنوان ابزار هویت ساز و زبان رسمی آموزش (فارسی) است که منجر به کاهش مشارکت فعال، اضطراب زبانی، اختلال در جریان گفتار («گیر کردن وسط فارسی حرف زدن»)، و تقابل ارزشی بین فضای خانوادگی و مدرسه («وقتی فارسی حرف بزنیم، مسخره مون می کنن») می شود. پژوهش با بهره گیری از روش پدیدارشناسی تفسیرگرایانه (IPA) و انجام ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانش آموزان کلاس چهارم دبستان المهدی میناب که در محیط خانه به گویش مینابی صحبت می کنند، اجرا شد. مصاحبه ها در فضایی غیررسمی و خارج از کلاس درس به صورت گروه های چهارنفره انجام گردید تا اعتماد و صداقت مشارکت کنندگان افزایش یابد. داده ها با تحلیل مضمونی سه مرحله ای (کدگذاری باز، محوری، انتخابی) و استفاده از نرم افزار Qwen۳_۲۳۵b-a۲۲b تحلیل شدند که به شناسایی مضامین کلیدی مانند «احساس بیگانگی زبانی»، «بار شناختی سنگین»، و «خودسانسوری» انجامید. یافته ها نشان داد دانش آموزان نه تنها با چالش ترجمه ذهنی مفاهیم («خیلی باید فکر کنیم تا جواب بدیم») روبه رو هستند، بلکه تحت فشار اجتماعی برای سرکوب زبان مادری («نگرانی از قضاوت معلمان») قرار دارند. با این حال، تاکید آنان بر نقش تسهیل گر زبان مینابی در یادگیری («اگر معلم مینابی توضیح دهد، بهتر می فهمیم») همسو با نظریه ترجمه گونه سازی گارسیا و لی (۲۰۲۳) است که ادغام زبان ها را راهبردی برای کاهش شکاف آموزشی می داند. پیشنهادات این پژوهش بر سه محور عملیاتی تمرکز دارد: نخست، ایجاد گوشه زبان مادری در کلاس درس با استفاده از منابع دوزبانه (مینابی-فارسی) و فعالیت های گروهی مبتنی بر گویش محلی، که از چارچوب پل های شناختی کامینز (۲۰۰۰) برای تسهیل انتقال مفاهیم بهره می برد. دوم، طراحی برنامه های درسی تلفیقی که معلمان را تشویق می کند مفاهیم پیچیده را ابتدا به زبان مینابی و سپس به فارسی آموزش دهند تا بار شناختی کاهش یابد. سوم، جذب معلمان بومی مسلط به گویش مینابی که با درک عمیق از فرهنگ محلی، فضایی امن برای بیان آزادانه دانش آموزان فراهم می کنند. این پیشنهادات، با توجه به بافت خاص شهرستان میناب و با حمایت نهادهای محلی مانند آموزش و پرورش منطقه، قابلیت اجرایی شدن در قالب پروژه های آزمایشی را دارند. پژوهش نشان می دهد توجه همزمان به زبان مادری و زبان رسمی نه تنها بهبود عملکرد تحصیلی، بلکه تقویت هویت فرهنگی و کاهش تنش های روانی دانش آموزان دوزبانه را در پی خواهد داشت.

نویسندگان

حسین سالاری

دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بندرعباس، هرمزگان، ایران