تبیین بسترهای همگرایی و واگرایی احزاب و نقش آن در شکل گیری و شکست جنبش های اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 100

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SPF-5-1_002

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1404

چکیده مقاله:

مطالعه تغییرات اجتماعی ایران در صد سال اخیر نشان دهنده تحولات ساختاری در حوزه سیاست و به ویژه نقش احزاب و گروههای نخبه سیاسی است. پژوهش حاضر به دنبال تبیین بسترها و پیامدهای همگرایی - واگرایی دو گروه سیاسی ملی و مذهبی در شکل گیری جنبش ملی کردن صنعت نفت و در نهایت شکست جنبش( در طی کودتای ۲۸ مرداد) است. برای این منظور تلفیقی از دیدگاه های دیالکتیکی و کارکردی در مورد ستیز به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده و متناسب با این چارچوب نظری، دو مدل پژوهشی و عملیاتی برای تبیین مساله پژوهش ارائه شده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی است و از راهبرد ، مطالعه موردی استفاده شده است.نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، همگرایی احزاب سیاسی در دوران نهضت ملی نه بر پایه تلاش و اقدام گروهی نخبگان و جریانات سیاسی ایرانی، بلکه در شرایط اشغال و تضعیف قدرت در کشور، آغاز گردید و همگرایی های نخبگان به ویژه مصدق و کاشانی یک استراتژی ریشه داری نبود بلکه به عنوان یک تاکتیک بود و اگر کودتای ۲۸ مرداد نیز رخ نمی داد مشخص نبود که با این اندیشه های واگرا تداوم این همگرایی ها تا کی ادامه می یافت؟ لذا وجود یک استراتژی ریشه دار در بین نخبگان سیاسی برای همگرایی، وجود یک روحیه متساهلانه در میان آنها و نیز پرهیز از رفتارهای اقتدارگرایانه به ویژه در جامعه ای که دستخوش تغییرات سریع بوده، می توانست جلو تکرار تراژدی غمبار همگرایی_ واگرایی را بگیرد، تراژدی که نخبگان همواره با درخواست توامان مولفه های پارادوکیسکال آزادی خواهی و اقتدار طلبی به باز تولید آن کمک کرده اند.

نویسندگان

علیرضا اکبرزاده

استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه افسری امام علی(ع) ، تهران، ایران

مهدی میرزایی

استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه افسری امام علی(ع) ، تهران، ایران