بررسی وضعیت و عملکرد حضور زنان در عرصه علم و ادب در قلمرو دو حکومت آل مظفر و آل جلایر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 86
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP11_3099
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1404
چکیده مقاله:
در مطالعه اجمالی در تاریخ فرهنگی ایران آشکار می شود با توجه به برتری مردان در صحنه سیاست و نیز مخالفتهای سیاسی دینی و فرهنگی فرصت کمتری برای بروز استعدادها و تواناییهای زنان در اختیار آنان قرار گرفت. با این وجود شخصیتهای برجسته ای در عرصه های مختلف از جمله علم و ادب ظهور نمودند. به نظر می رسد شکاف جنسیتی در پرکردن جایگاههای علمی در این دوره وجود داشته است. جنسیت زنان به علت سخت گیری پنهان اندیشه ایرانی در برابر آنان سبب دوری از مشارکت گسترده ایشان در فعالیتهای علمی شده است. در طول تاریخ تلقی جدایی زن از اندیشه و تعقل تفکر غالب بر جامعه مردسالار ایرانی بوده؛ بنابراین زنان همواره در تلاش برای کسب جایگاههای برابر با مردان بودند. برخی از زنان مشتاق توانستند با سعی و کوشش فراوان نردبان ترقی را در چنین فرهنگ غالبی طی نموده و به موقعیتهای علمی و درجات والا دست یابند. ظهور زنان فرهیخته و دانشمند در دوره های مختلف تاریخ ایران اسلامی گواهی بر این مطلب می باشد. ایران همواره نقش فعال و پرتکاپویی در زمینه علم و اندیشه داشته و یکی از شواهد آن وجود مدارس فراوان در مناطق مختلف آن بوده است. در این پناهگاههای فرهنگ و تمدن ایرانی بخش مهمی از میراث علمی و ادبی حفظ شد. اما آموزش رسمی برای دختران در دوره حکومت آل مظفر و آل جلایر وجود نداشته و اگر زنی متمایل به آموختن بود یا تحت تعلیم پدر و همسر قرار می گرفت یا خودشان شخصا به یادگیری علوم می پرداختند. به نظر می رسد رفت و آمد علما و حکما به خانه های ایشان برای مناظره و ملاقات علمی با پدر یا همسران، ایشان در پرورش شخصیت علمی زنان تاثیر به سزایی داشته است. مدارس و مکاتب دخترانهی عمومی به منظور تعلیم تمامی اقشار جامعه برای دخترانی که به سن بلوغ رسیده بودند، وجود نداشت. آنچه مشهود است مانع اصلی اعزام دختران به مکاتب و مدارس باوجود تاکید اسلام به علم آموزی و تساوی تحصیل برای زنان و مردان نگرانی جامعه مردسالار ایرانی از دادن امتیازات احتمالی چون آزادی به زنان بود. بنابراین تعلیم دختران تنها در حد آموزش مسائل نماز و عبادات آن هم قبل از سن بلوغ توصیه می شد و حتی برخی فقها رفتن زن به مسجد را جایز نمی شمردند. البته در این میان احتمالا استثنا هم وجود داشت. در این دوره دختران بسیاری از علما وجود داشتند که خود اهل فضل بوده تعالیم دینی را آموخته و حتی محدثه محسوب می شدند. علما می توانستند تنها به دختران خود آموزش دهند، چون
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرضیه نوریان جویمند
کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، دبیر خراسان رضوی مشهد