روایت پژوهی: رشد آرام سامیار: داستان پسری که با نقاشی دنیایش را ساخت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP11_0037
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1404
چکیده مقاله:
متن اولیه داستان به همراه کد گذاری رشد آرام سامیار: داستان پسری که با نقاشی دنیایش را ساخت فصل بهار با قدم های نرم و ملایم خود به شهر ما آمد. شکوفه های صورتی و سفید درختان پارک کنار مدرسه، مانند دریایی از نور و رنگ، نسیم رقصان می کردند. صدای پرندگان که هر صبح با آوازهای تازه بیدار می شدند، حال و هوای تازه ای به فضای مدرسه می بخشید. من که معلم کلاس دهم بودم، هر روز سعی می کردم شاگردانم را به دنیای رنگ ها و قلم موها نزدیکتر کنم، دنیایی که می توانند نه فقط تکنیک ها و مهارت های نقاشی را بلد بگیرند، بلکه احساسات و افکار درونی شان را به زبان رنگ ها بیان کنند. هدف من فراتر از آموزش صرف بود، می خواستم کمک کنم تا صدای درونی را بفهمند و به آن اعتماد کنند. زیرا هنر جاده ای به سوی شناخت بهتر خود و جهان است: (کد ۱ - فضای بهاری مدرسه و نقش معلم در ایجاد انگیزه).
سامیار، پسری کم حرف و درون گرا از همان ابتدا نگاه خاصی به دنیای هنر داشت. او هر روز بعد از مدرسه، در سکوت پارک کنار دل، می کشید. او همیشه خود را با بقیه مقایسه می کرد، فکر می کرد بقیه دانش آموزان به جرات و اعتماد به نفس نقاشی می کنند و از نقاشی شان راضی هستند، اما او همیشه به خودش شک داشت و با تمرکز و حوصله نقاشی می کشید اما نمی توانست آنطور که دوست دارد نشان دهد. او می خواست محیطی مختص خودش داشته باشد که بتواند بدون هیچ درسی درباره آثارشان صحبت کند و نظرات مختلف را بپذیرد: (کد ۲ - تردید و کمبود اعتماد به نفس در دانش آموز).
یک روز که در حال قدم زدن به اطراف پارک بودم، متوجه شدم سامیار روی کاغذش نقاشی می کشد اما چند دقیقه دست از کار می کشد و نگاه نگرانه ای به اطراف می زند. او دقت می کشید تا دیگران را به دور خود نبیند. متوجه شدم که سعی می کند کاغذش را طوری پنهان کند که کسی نتواند ببیند. این نگاه ترسان و اشتباه مانند دیوار ناهموار و بلند میان او و آرزوهایش ایستاده است. او می خواست خود را نشان دهد و حتی گاهی در دل آرزو می کند که کاغذی می توانست آزاد باشد و بدون ترس خلق کند. من تصمیم گرفتم به او فرصت ابراز خود را بدهم و با ایجاد فضای امن و حمایت گرانه کمک کنم این دیوار ترس را بشکنم: (کد ۳ - تاثیر ترس از شکست و نگرانی به رشد فردی).
ابتدا با کلاس کوچک و دوستانه درباره اهمیت حمایت و احترام به تلاش های یکدیگر صحبت کردم. سپس تصمیم گرفتم یک نمایشگاه هنری کوچک در مدرسه برگزار کنیم. جایی که دانش آموز بتواند بدون ترس و با قاطعیت آثارش را به نمایش بگذارد. با تلاش و همکاری همه معلمان و مدیر مدرسه، این نمایشگاه برگزار شد: (کد ۴ - ایجاد فضای حمایتی برای رشد اعتماد به نفس).
سامیار با تردید و نگرانی آثارش را در نمایشگاه به نمایش گذاشت. وقتی دیگران با دقت به تابلو نقاشی اش روی دیوار نگاه می کردند و حتی چند نفر لبخند رضایت به لب داشتند، صدای قلبش را می شد حس کرد. او متوجه شد که نقاشی اش نه تنها مورد قبول واقع شده، بلکه توانسته است احساساتش را به خوبی منتقل کند. این تجربه، نقطه
کلیدواژه ها:
فضای بهاری مدرسه ، تردید و کمبود اعتماد به نفس در دانش آموز ، تاثیر ترس از شکست و نگرانی به رشد فردی ، ایجاد فضای حمایتی برای رشد اعتماد به نفس
نویسندگان
ایوب سالاری
کارشناس حسابداری هرمزگان