ارزیابی عملکرد مدلهای جنسن فاما و فرنچ و کارهارت در تبیین بازده پورتفولیوهای مبتنی بر اندازه، ارزش و مومنتوم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 157

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MABECONF12_034

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1404

چکیده مقاله:

چارچوب مفهومی مدلهای ریسک مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای که توسط شارپ (۱۹۶۴) و لینتنر (۱۹۶۵) توسعه یافت یک دستاورد بنیادین در نظریه قیمت گذاری داراییها محسوب میشود و اولین چارچوب منطقی از رابطه بین ریسک و بازده مورد انتظار یک دارایی را ارائه کرد. استدلال هوشمندانه این مدل این بود که بازده مورد انتظار هر دارایی یک تابع خطی از ریسک سیستماتیک یا بتا (B) آن دارایی نسبت به بازار خواهد بود یک نظریه نه تنها چارچوب فکری دانشگاهیان را شکل داد بلکه یک ابزار عملی برای ارزیابی عملکرد معرفی کرد. جنسن (۱۹۶۸) پایه گذار جنبه عملی این نظریه بود. او با معرفی معیار آلفای جنسن توانایی یک مدیر پورتفولیو برای ایجاد بازده را از آن بخش از بازده که به خاطر تحمل ریسک بازار ایجاد شده است، تفکیک کرد. برای چندین دهه چارچوب نظری CAPM به عنوان یکی از ارکان اقتصاد مالی شناخته میشد. با اینحال در ابتدای دهه ۱۹۸۰، یک پژوهش تجربی از الگوهای پایداری در بازده سهام پرده برداشت که مدل CAPM نمیتوانست آنها را توضیح دهد. آشکارترین ناهنجاری مشاهده شده اثر اندازه بود که توسط بنز (۱۹۸۱) مشاهده شد. او مشاهده کرد که سهام با ارزش بازار کوچک به صورت تاریخی بازده محقق شده بالاتری نسبت به بازدهی مورد انتظارشان داشته اند. پژوهشهای دیگر نیز توانایی پیش بینی متغیرهایی چون اهرم بانداری ۱۹۸۸) نسبت عایدی به قیمت (باسو (۱۹۸۳) و از همه مهمتر ارزش دفتری به ارزش بازار استتمن، ۱۹۸۰ و ،روزنبرگ رید و ،لنستین (۱۹۸۵ بررسی و آنها را معنی دار ارزیابی کردند. چالش تجربی عامل بتا اولین پژوهشی که در مخالفت با مدل تک عاملی CAPM انجام شد مطالعه فاما و فرنچ (۱۹۹۲) .بود آنها در مطالعه ای جامع که داده های سهام از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۹۰ را پوشش میداد ارتباطی بین میانگین بازده سهام و بتای بازار پیدا نکردند. مشاهدات آنها حاکی از این بود که وقتی سایر مشخصه های یک شرکت در نظر گرفته میشود بتا تقریبا هیچ قدرت توضیحی برای توزیع مقطعی میانگین بازده سهام ندارد در عوض آنها مشاهده کردند که دو متغیر دیگر یعنی اندازه شرکت ارزش بازار و ارزش دفتری به ارزش بازار یک توضیح قوی و ساده از توزیع مقطعی بازده سهام ارائه می.کند به نظر میرسید این دو متغیر قدرت توضیح دهندگی متغیرهای بنیادین و کلیدی مانند نسبت قیمت به عایدی و اهرم را در خود نشان میدهند این مشاهده یک چالش جدی برای اعتبار تجربی مدل CAPM به شمار میآمد و زمینه را برای نسل جدیدی از مدلهای قیمت گذاری پدید آورد.

نویسندگان

محمد وکیلی ارکی

دانشگاه خاتم موسسه تحقیقات پیشرفته تهران (تیاس